از فعالان حقوق بشر در ایران
11/10/08
عشاء مومنی با قرار وثیقه آزاد شد، محبوبه کرمی و محبوبه حسین زاده تبرئه شدند

عشاء مومنی با قرار وثیقه آزاد شد، محبوبه کرمی و محبوبه حسین زاده تبرئه شدند
20 آبان 1387
مدرسه فمینیستی: عشاء مومنی، از اعضای کمپین کالیفرنیا روز دوشنبه 20 آبان آزاد شد. به گزارش سایت کمپین کالیفرنیا عشاء مومنی ساعت 5 بعد از ظهر روز دوشنبه با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است.
روجا بندری یکی دیگر از اعضای کمپین کالیفرنیا در گفتگو با رادیو زمانه روجا بندری گفت در تماسی که با خواهر خانم مومنی داشته، وی خبر آزادی این فعال حقوق زنان را تائید کرده است. وی در عین حال گفت که حال عمومی خانم مومنی خوب است. به گفته این عضو کمپین کالیفرنیا، خانم مومنی قرار است فردا (سهشنبه) به دادگاه مراجعه کند. وی ازعلت مراجعه خانم مومنی به دادگاه اظهار بیاطلاعی کرد.
روز دوشنبه ساعتی قبل از اعلام خبر آزادی عشاء مومنی خبرگزاری ایسنا از قول معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران گفته بود: به محض توديع وثيقهي صادره براي عشا مومني، وي طي يكي دو روز آينده آزاد ميشود. حداد در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، با بيان اينكه عنوان اتهامي عشا مومني، تبليغ عليه نظام است، خاطرنشان كرد: با توجه به اتمام تحقيقات مقدماتي از عشا مومني، وي با توديع وثيقهي صادره، طي يكي دو روز آينده آزاد خواهد شد.
روز گذشته نیز بیش از ۹۰ نفر از اساتید و چهره های برجستۀ دانشگاهی با امضای بیانیه ای ضمن اعتراض به بازداشت عشا مومنی، از مقامات ایران خواسته بودند که سریعا به بازداشت وی خاتمه دهند و با انجام این امر حسن نیت و اعتقاد خود را به مبادلۀ فرهنگی، پاسداشت آزادیهای آکادمیک و گفتگوی آزاد نشان دهند .
در میان امضا کنندگان این نامه اسامی کسانی چون نوام چامسکی، استاد برجستۀ زبان شناسی و از روشنفکران برجستۀ جهان؛ بتی ویلیامز، برنده جایزه نوبل و بنیان گذار جنبش صلح ایرلند شمالی؛ انگوگی وا تیونگئو، نویسندۀ کنیائی و تئوری پرداز برجستۀ ادبیات پسا استعماری؛ دبورا استرین، استاد علوم کامپیوتری دانشگاه لس آنجلس و یکی از ۱۰ محقق برجستۀ جهان به انتخاب مجلۀ" پاپیولار ساینس"؛ لائری براند، مدیر مرکز روابط بین الملل دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به چشم می خورد. متن کامل این بیانیه همراه با اسامی امضا کنندگان به زودی منتشر خواهد شد.
تبرئه دو عضو کمپين يک ميليون امضا: محبوبه کرمی و محبوبه حسین زاده
به گزارش سایت تغییر برای برابری، محبوبه کرمي از اتهام اقدام عليه امنيت ملي کشور و اخلال در نظم عمومي تبرئه شد.
هوشنگ پوربابايي وکيل محبوبه کرمي با اعلام اين خبر گفت : " اين حکم از سوي شعبه 15 دادگاه انقلاب به من و خانم شيرين عبادي که وکلاي اين پرونده بوديم ابلاغ شده است." در حکم آمده است که به جهت فقد ادله اثباتي و با توجه به اينکه متهم اقراري در پذيرش اتهام نداشته است دادگاه دلايل دادستان را نپذيرفته و حکم به برائت از هر دو اتهام را صادر کرده است . " محبوبه کرمي در تاريخ 24 مرداد ماه سال جاري بازداشت شد و مدتي را در زندان اوين گذراند.
محبوبه حسين زاده نيز از اتهام اخلال در نظم عمومي از سوي دادگاه عمومي تبرئه شد. وی در جريان بازداشت 33 نفر از فعالان حقوق زنان در مقابل دادگاه انقلاب دستگير شده بود، ابتدا در دادگاه انقلاب محاکمه و پس از آن به دليل عدم صلاحيت دادگاه انقلاب ، در رسيدگي به جرم اخلال در نظم عمومي ، پرونده اش به دادگاه عمومي ارجاع شد، از اين دادگاه حکم تبرئه گرفت.
یک سال حبس حمیده نبوی تائید شد
به گزارش رادیو زمانه حکم یک سال حبس حمیده نبوی فعال مدنی از سوی شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر انقلاب تهران تائید شد.
فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران اعلام کردهاند که خانم نبوی به «قصد» شرکت در مراسم بیستمین سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی ۱۳۶۷ متهم و محاکمه شده است.
دادگاه بدوی، این فعال مدنی را پیشتر به یک سال حبس محکوم کرده بود که این حکم در دادگاه تجدید نظر مورد تائید قرار گرفته است.
آنطور که فعالان حقوق بشر اعلام کردهاند، خانم نبوی در اوایل هفته جاری از بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زندانیان عادی و خطرناک منتقل شده است.
حمیده نبوی ۱۶ مهر ماه امسال از سوی ماموران امنیتی بازداشت و تاکنون در زندان به سر میبرد.
خانم نبوی دومین عضو خانوادهاش است که به حبس محکوم میشود. برادر وی، ظهور نبوی پیشتر به دلیل نوشتن سلسله مقالاتی در مجله «سرزمین آراپیائی» به پنج سال زندان محکوم شده بود.
وبسایت کانون زنان ایرانی هم سهشنبه گذشته اعلام کرده بود که سولماز ایگدر خبرنگار این وبسایت به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
سولماز ایگدر از فعالان اجتماعی و مدافع حقوق کودک و زنان جمعه نهم شهریور ماه همزمان با بیستمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در مقابل گورستان خاوران بازداشت و نوزدهم شهریورماه با تامین وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی پس از تحمل ۱۲ روز زندان انفرادی آزاد شد.
20 آبان 1387
مدرسه فمینیستی: عشاء مومنی، از اعضای کمپین کالیفرنیا روز دوشنبه 20 آبان آزاد شد. به گزارش سایت کمپین کالیفرنیا عشاء مومنی ساعت 5 بعد از ظهر روز دوشنبه با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است.
روجا بندری یکی دیگر از اعضای کمپین کالیفرنیا در گفتگو با رادیو زمانه روجا بندری گفت در تماسی که با خواهر خانم مومنی داشته، وی خبر آزادی این فعال حقوق زنان را تائید کرده است. وی در عین حال گفت که حال عمومی خانم مومنی خوب است. به گفته این عضو کمپین کالیفرنیا، خانم مومنی قرار است فردا (سهشنبه) به دادگاه مراجعه کند. وی ازعلت مراجعه خانم مومنی به دادگاه اظهار بیاطلاعی کرد.
روز دوشنبه ساعتی قبل از اعلام خبر آزادی عشاء مومنی خبرگزاری ایسنا از قول معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران گفته بود: به محض توديع وثيقهي صادره براي عشا مومني، وي طي يكي دو روز آينده آزاد ميشود. حداد در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، با بيان اينكه عنوان اتهامي عشا مومني، تبليغ عليه نظام است، خاطرنشان كرد: با توجه به اتمام تحقيقات مقدماتي از عشا مومني، وي با توديع وثيقهي صادره، طي يكي دو روز آينده آزاد خواهد شد.
روز گذشته نیز بیش از ۹۰ نفر از اساتید و چهره های برجستۀ دانشگاهی با امضای بیانیه ای ضمن اعتراض به بازداشت عشا مومنی، از مقامات ایران خواسته بودند که سریعا به بازداشت وی خاتمه دهند و با انجام این امر حسن نیت و اعتقاد خود را به مبادلۀ فرهنگی، پاسداشت آزادیهای آکادمیک و گفتگوی آزاد نشان دهند .
در میان امضا کنندگان این نامه اسامی کسانی چون نوام چامسکی، استاد برجستۀ زبان شناسی و از روشنفکران برجستۀ جهان؛ بتی ویلیامز، برنده جایزه نوبل و بنیان گذار جنبش صلح ایرلند شمالی؛ انگوگی وا تیونگئو، نویسندۀ کنیائی و تئوری پرداز برجستۀ ادبیات پسا استعماری؛ دبورا استرین، استاد علوم کامپیوتری دانشگاه لس آنجلس و یکی از ۱۰ محقق برجستۀ جهان به انتخاب مجلۀ" پاپیولار ساینس"؛ لائری براند، مدیر مرکز روابط بین الملل دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به چشم می خورد. متن کامل این بیانیه همراه با اسامی امضا کنندگان به زودی منتشر خواهد شد.
تبرئه دو عضو کمپين يک ميليون امضا: محبوبه کرمی و محبوبه حسین زاده
به گزارش سایت تغییر برای برابری، محبوبه کرمي از اتهام اقدام عليه امنيت ملي کشور و اخلال در نظم عمومي تبرئه شد.
هوشنگ پوربابايي وکيل محبوبه کرمي با اعلام اين خبر گفت : " اين حکم از سوي شعبه 15 دادگاه انقلاب به من و خانم شيرين عبادي که وکلاي اين پرونده بوديم ابلاغ شده است." در حکم آمده است که به جهت فقد ادله اثباتي و با توجه به اينکه متهم اقراري در پذيرش اتهام نداشته است دادگاه دلايل دادستان را نپذيرفته و حکم به برائت از هر دو اتهام را صادر کرده است . " محبوبه کرمي در تاريخ 24 مرداد ماه سال جاري بازداشت شد و مدتي را در زندان اوين گذراند.
محبوبه حسين زاده نيز از اتهام اخلال در نظم عمومي از سوي دادگاه عمومي تبرئه شد. وی در جريان بازداشت 33 نفر از فعالان حقوق زنان در مقابل دادگاه انقلاب دستگير شده بود، ابتدا در دادگاه انقلاب محاکمه و پس از آن به دليل عدم صلاحيت دادگاه انقلاب ، در رسيدگي به جرم اخلال در نظم عمومي ، پرونده اش به دادگاه عمومي ارجاع شد، از اين دادگاه حکم تبرئه گرفت.
یک سال حبس حمیده نبوی تائید شد
به گزارش رادیو زمانه حکم یک سال حبس حمیده نبوی فعال مدنی از سوی شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر انقلاب تهران تائید شد.
فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران اعلام کردهاند که خانم نبوی به «قصد» شرکت در مراسم بیستمین سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی ۱۳۶۷ متهم و محاکمه شده است.
دادگاه بدوی، این فعال مدنی را پیشتر به یک سال حبس محکوم کرده بود که این حکم در دادگاه تجدید نظر مورد تائید قرار گرفته است.
آنطور که فعالان حقوق بشر اعلام کردهاند، خانم نبوی در اوایل هفته جاری از بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زندانیان عادی و خطرناک منتقل شده است.
حمیده نبوی ۱۶ مهر ماه امسال از سوی ماموران امنیتی بازداشت و تاکنون در زندان به سر میبرد.
خانم نبوی دومین عضو خانوادهاش است که به حبس محکوم میشود. برادر وی، ظهور نبوی پیشتر به دلیل نوشتن سلسله مقالاتی در مجله «سرزمین آراپیائی» به پنج سال زندان محکوم شده بود.
وبسایت کانون زنان ایرانی هم سهشنبه گذشته اعلام کرده بود که سولماز ایگدر خبرنگار این وبسایت به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
سولماز ایگدر از فعالان اجتماعی و مدافع حقوق کودک و زنان جمعه نهم شهریور ماه همزمان با بیستمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در مقابل گورستان خاوران بازداشت و نوزدهم شهریورماه با تامین وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی پس از تحمل ۱۲ روز زندان انفرادی آزاد شد.
گزارشی از حکایت تلخ کار کردن در کوره پزخانههای جنوب تهران
گزارشی از حکایت تلخ کار کردن در کوره پزخانههای جنوب تهران
خبرنامه امیرکبیر
20 آبان 1387,
خورشید برای همه یکسان طلوع نمیکند و تفسیر این رویداد طبیعی در جنوب شهر با شمال آن بسیار تفاوت دارد. طبق آمارهای سال ۸۵ بیش از ۱۸ هزار کارگر در واحدهای کوره پزخانه ها همراه با خانواده خود زندگی سختی را سپری میکنند و لیست آرزوی بسیاری از آنان خالی است.مراد که تنها تا پنجم ابتدایی درس خوانده، هر روز در ازای قسمتی از مزدش چند خشت را به خانه می برد تا در حاشیه قرچک در حیاط خانه شان اتاقی بسازد و نیمچه سقفی برای زندگی مشترکش مهیا کند.
به گزارش خبرنگار "ایلنا"اکثریت کارگران شاغل در کوره پزخانهها ، کارگران بیکار و مهاجر شهرها و استانهای دوردستی چون خراسان و کردستان هستند که هر ساله بسیاری ازآنان به دلیل عدم دریافت حقوق ، توانپرداخت هزینه بازگشت به شهر و دیار خود را ندارند و حتی از فرستادن فرزندانشان به مدرسهنیز صرف نظرمیکنند .
این کارگران به دلیل آنکه کار فرمایان کوره پزخانهها , عیدی , پاداش , مرخصی , بن کارگری، سنوات کاری ، حق اولاد، حق مسکن و یک سوم ازحقوقشان را کسر میکنند در شریط سختی به سر میبرند. این اجحاف درحالی صورت میگیرد که بسیاری از کارگران به سبب ناآگاهی نمیتوانند نسبت به استیفای حقوق خود از طریق مراجع ذیصلاح اقدام کنند وبخشنامههای تامین اجتماعی نیز مشکل آنان را حل نمیکند، زیرا دراین واحد از فیش حقوقی و سایر مدارکی که سابقه کار را اثبات کند، خبری نیست.
کاف مثل کار، کودک و کوره پزخانه
از کوچه پس کوچههای جنوب شهر تهران در منطقه ورامین و قرچک هر چه که به سمت حاشیه شهر میروی معماریخانه ها تغییرمیکند. دیوارهای آجری جای خود را به آهن پاره و خشت میدهد و ساختمانهای یک طبقه و تو سری خورده کمتر نشانی از سرزندگی و نشاط زندگی شهری دارد. نیمههای روز است و هیاهوی بچههایی که از مدرسه به خانه برمیگردند فضای کوچهها را آکنده است. برای پیدا کردن راه همپای کودکی ۱۰ ساله می شوم که کتابهایش را در لفافی از نایلون پیچیده و روپوشی پاره به تن دارد. "رضا " دانشآموزی است که نیمی از روز را به مدرسه میرود و نیم دیگر را درکوره پز خانه "علی آقا" به همراه مادر و خواهر و برادر بزرگش کار میکند.از دور میتوان دودکش بلند کوره پزخانههای حاشیه قرچک را دید که دودی سیاه را به پهنه آبی آسمان میفرستند و هیبتی ترسناک به منطقه می دهند.
ازکوچههای حاشیه شهرک که میگذریم علی به سرعت وارد خانهای میشود که دیوارهایش با نیمی از خشت و نیمی از حلبی ساخته شده است. چند لحظه بعد بدون کتاب و روپوش تنها با تکه نانی در دست از خانه بیرون میزند و به سمت فضای بازی که از ردیف خشتها و پشتههای خاک رس پوشیده شده است راه می افتیم. علی در این کوره پزخانه خشت میزند. اگر چه به نسبت سنش این کار برایش کمی سخت مینماید اما میگوید: ازچهارسالگی در این کارگاه کارمیکند. هنوز هم میتوان لابهلای موها و زیر ناخنهایش تکههای گل خشک شده را دید که به گفته خودش گاهی اسباب مسخره شدن توسط همکلاسیهایش را فراهم میکند.
نرسیده به فضای کوره پزخانه راهش را کج میکند تا راز بزرگ خود و خواهرش را نشانم دهد. چشمهاش برق می زند. کنار تل خشتهای شکسته شده سرپوش حلبی را از روی گودالی کوچک بر میدارد. چند تانک و ماشین گلی، یک خانه خشتی کوچک و چند آدمک گلی که به شکل ناشیانهای تلاش شده شبیه به عروسکها درست شوند، تمام راز این برادر و خواهر است. علی به گونهای به ساختههای گلی خود و خواهرش دست میکشد انگار بزرگترین گنج دنیا را در اختیار دارد. او تاکید می کند این یک راز است و اگر صاحب کارش از این راز بویی ببرد حتما اخراجشان می کند. زیر سایه خشتهای چیده شده در محوطه بیرونی کوره پز خانه مادر علی همراه خواهر هشت ساله و برادر ۱۶ سالهاش در حال خوردن نهارهستند. اگر چه نهارشان بیشتر به صبحانهای سبک از نان وپنیر و سبزی میماند اما با اشتیاق مرا به ضیافتشان دعوت میکنند. "زهرا" که دو سال از علی کوچکتر است بخاطر فشارهای مالی نمیتواند به مدرسه برود. مراد که تنها تا پنجم ابتدایی درس خوانده اکنون مرد خانواده است و قرار است یکسال دیگر با یکی از دختران کارگر کوره پز خانه که خویشاوندی دوری با آنان دارد ازدواج کند. او هر روز در ازای قسمتی از مزدش چند خشت را به خانه میبرد تا در حاشیه قرچک در حیاط خانه شان اتاقی بسازد که بتوانند در آیندهای نزدیک با نامزدش زندگیشان را شروع کنند. "مراد" میگوید: اینجا همه کارگرها از همسایههای خود کوره پزخانهاند و بسیاری از پدرها و مادرها از ۳۰ سال پیش که اینجا راه افتاده در این کوره کار میکنند. او درباره وضعیت کارگران این منطقه میگوید: اینجا درهرکورهپزخانه بیش از ۱۰ تا ۳۰ نفر کار میکنند و بیشترشان هم از بچهها و زنان این ناحیهاند. او ترجیح میدهد درباره مزدی که میگیرد حرف نزند اما مادرش در این باره میگوید: اینجا بسیاری از زنان و کودکان ماهانه کمتر از ۱۰۰ هزار تومان حقوق میگیرند و در عین حال باید مثل یک مرد از صبح تا غروب کارکنند.
به گفته مادر علی هیچکس نمیتواند درخواستی برای اضافه شدن حقوق و یا کم شدن ساعت کاری داشته باشد چون با کوچکترین اعتراض به کارفرما اخراج میشود. وی البته چیزی به نام بیمه و سنوات و اضافه کاری نمیشناسد و به نظر میرسد بیشتر کارفرمایان از این عدم آگاهی کارگران به سود خود استفاده میکنند. آن سوتر از این خانواده، چند زن در حالی که شلوارهای کردی هیبتی مردانه به آنها داده است بچه های شیرهخوارشان را به پشت بستهاند و آماده میشوند تا کارشان را شروع کنند. به گفته آنان بیشتر زنان کوره پز خانهها یا شوهرانی از کارافتاده دارند و یا خود سرپرست خانوادهاند. آنها معتقدند با این حجم و سختیکار بسیاری از زنان در تربیت فرزندان خود ناموفقاند.
در منطقه حاشیه شهر قرچک چندین کوره پزخانه وجود دارد که در همگی آنان کودکان و زنان بیشترین تعداد کارگران را تشکیل میدهند و گویی براساس قانونی نانوشته کار کردن کودکان و زنان رسمی کهن در کوره پز خانهها محسوب میشود. اگر چه این رسم معلول سواستفاده کارفرمایان از این نیروی کار ارزان و ناآگاه است. "محمد - ج" یکی از کارگران مرد با سابقه ۱۵ ساله در یکی از کوره پز خانه حاشیه پاکدشت در خصوص وضعیت کارگران این منطقه میگوید: به جرات میتوان گفت همه کارگران کوره پز خانه به نوعی از سوی کارفرمایشان استثمار شدهاند و در فقر کامل و بدون هیچگونه پشتوانه بیمهای و امنیت شغلی کار میکنند. کارفرمایان برای کسب سود بیشتر در بسیاری از موارد با کارگران قراردادهای موقت امضا میکنند تا از زیر بار پرداخت حق بیمه و مزایا و سنوات شانه خالی کنند. اینجا تنها عده معدودی دارای سابقه کار و بیمه هستند و در بازرسیهای اداره کار آنان را تنها کارگران کوره پزخانه معرفی میکنند. کارگران کورهپزخانهها عموما دو دستهاند : کارگران فصلی و دائم و یا به گفته خود کارگران "آجرکشها و "خشتزنها" . اوضاع برای کارگران دائم هم بهتر از کارگران فصلی نیست. زیرا به هزار بهانه کارفرما از زیر بار پرداخت حق بیمه فرار میکند و آنها تنها در سال یکی تا سه ماه بیمهاند.
کارگران فصلی کورهپزخانه های پاکدشت که از شهرهای مناطق محروم کشور به اینجا مهاجرت کردهاند و درآلونکهای شش متری خود کوره پزخانه زندگی میکنند در فصلهای سرد سال بار و بندیل خود را جمع میکنند و به شهرهای خود بر میگردند. یا برخی از آنان میمانند و به صورت روزمزد به کارهای خدماتی رو میآورند.
برای کسانی که از کوره پزخانههای جنوب تهران بازدید کردهاند دیدن دختران و پسران کوچکی که با دستهای پینه بسته در کار خشت زدن هستند و یا زنان که با کودکانی بسته به پشت خشتهای خام و پخته را این سو و آن سو میبرند منظره ای عادی است. به نظر میرسد کودکان کوره پزخانه مردها و زنانی هستند که اگر چه از سن و سالشان بیش از یک تا دو دهه سپری نشده اما دردها و تجربه مردان و زنانی دنیا دیده را با خود دارند. آنان با دستهای کوچک خود از گل خشتهایی میسازند که رج به رج دیوار و سرپناه میشود برای مردمی، که نمیدانند این گل پخته را دستهای کوچک با آرزوهای بزرگ ساخته است. وضعیت کارگران کوره پزخانه ها روز به روز دارد دردآورتر میشود. آنان بارها از سوی اتحادیهشان اعتراضهای خود را نسبت به وضعیت بد خود ابراز کردهاند اما هر بار نتوانستهاند به خواستههایشان در خصوص افزایش دستمزد و حمایتهای بیمهای جامه عمل بپوشانند.
خبرنامه امیرکبیر
20 آبان 1387,
خورشید برای همه یکسان طلوع نمیکند و تفسیر این رویداد طبیعی در جنوب شهر با شمال آن بسیار تفاوت دارد. طبق آمارهای سال ۸۵ بیش از ۱۸ هزار کارگر در واحدهای کوره پزخانه ها همراه با خانواده خود زندگی سختی را سپری میکنند و لیست آرزوی بسیاری از آنان خالی است.مراد که تنها تا پنجم ابتدایی درس خوانده، هر روز در ازای قسمتی از مزدش چند خشت را به خانه می برد تا در حاشیه قرچک در حیاط خانه شان اتاقی بسازد و نیمچه سقفی برای زندگی مشترکش مهیا کند.
به گزارش خبرنگار "ایلنا"اکثریت کارگران شاغل در کوره پزخانهها ، کارگران بیکار و مهاجر شهرها و استانهای دوردستی چون خراسان و کردستان هستند که هر ساله بسیاری ازآنان به دلیل عدم دریافت حقوق ، توانپرداخت هزینه بازگشت به شهر و دیار خود را ندارند و حتی از فرستادن فرزندانشان به مدرسهنیز صرف نظرمیکنند .
این کارگران به دلیل آنکه کار فرمایان کوره پزخانهها , عیدی , پاداش , مرخصی , بن کارگری، سنوات کاری ، حق اولاد، حق مسکن و یک سوم ازحقوقشان را کسر میکنند در شریط سختی به سر میبرند. این اجحاف درحالی صورت میگیرد که بسیاری از کارگران به سبب ناآگاهی نمیتوانند نسبت به استیفای حقوق خود از طریق مراجع ذیصلاح اقدام کنند وبخشنامههای تامین اجتماعی نیز مشکل آنان را حل نمیکند، زیرا دراین واحد از فیش حقوقی و سایر مدارکی که سابقه کار را اثبات کند، خبری نیست.
کاف مثل کار، کودک و کوره پزخانه
از کوچه پس کوچههای جنوب شهر تهران در منطقه ورامین و قرچک هر چه که به سمت حاشیه شهر میروی معماریخانه ها تغییرمیکند. دیوارهای آجری جای خود را به آهن پاره و خشت میدهد و ساختمانهای یک طبقه و تو سری خورده کمتر نشانی از سرزندگی و نشاط زندگی شهری دارد. نیمههای روز است و هیاهوی بچههایی که از مدرسه به خانه برمیگردند فضای کوچهها را آکنده است. برای پیدا کردن راه همپای کودکی ۱۰ ساله می شوم که کتابهایش را در لفافی از نایلون پیچیده و روپوشی پاره به تن دارد. "رضا " دانشآموزی است که نیمی از روز را به مدرسه میرود و نیم دیگر را درکوره پز خانه "علی آقا" به همراه مادر و خواهر و برادر بزرگش کار میکند.از دور میتوان دودکش بلند کوره پزخانههای حاشیه قرچک را دید که دودی سیاه را به پهنه آبی آسمان میفرستند و هیبتی ترسناک به منطقه می دهند.
ازکوچههای حاشیه شهرک که میگذریم علی به سرعت وارد خانهای میشود که دیوارهایش با نیمی از خشت و نیمی از حلبی ساخته شده است. چند لحظه بعد بدون کتاب و روپوش تنها با تکه نانی در دست از خانه بیرون میزند و به سمت فضای بازی که از ردیف خشتها و پشتههای خاک رس پوشیده شده است راه می افتیم. علی در این کوره پزخانه خشت میزند. اگر چه به نسبت سنش این کار برایش کمی سخت مینماید اما میگوید: ازچهارسالگی در این کارگاه کارمیکند. هنوز هم میتوان لابهلای موها و زیر ناخنهایش تکههای گل خشک شده را دید که به گفته خودش گاهی اسباب مسخره شدن توسط همکلاسیهایش را فراهم میکند.
نرسیده به فضای کوره پزخانه راهش را کج میکند تا راز بزرگ خود و خواهرش را نشانم دهد. چشمهاش برق می زند. کنار تل خشتهای شکسته شده سرپوش حلبی را از روی گودالی کوچک بر میدارد. چند تانک و ماشین گلی، یک خانه خشتی کوچک و چند آدمک گلی که به شکل ناشیانهای تلاش شده شبیه به عروسکها درست شوند، تمام راز این برادر و خواهر است. علی به گونهای به ساختههای گلی خود و خواهرش دست میکشد انگار بزرگترین گنج دنیا را در اختیار دارد. او تاکید می کند این یک راز است و اگر صاحب کارش از این راز بویی ببرد حتما اخراجشان می کند. زیر سایه خشتهای چیده شده در محوطه بیرونی کوره پز خانه مادر علی همراه خواهر هشت ساله و برادر ۱۶ سالهاش در حال خوردن نهارهستند. اگر چه نهارشان بیشتر به صبحانهای سبک از نان وپنیر و سبزی میماند اما با اشتیاق مرا به ضیافتشان دعوت میکنند. "زهرا" که دو سال از علی کوچکتر است بخاطر فشارهای مالی نمیتواند به مدرسه برود. مراد که تنها تا پنجم ابتدایی درس خوانده اکنون مرد خانواده است و قرار است یکسال دیگر با یکی از دختران کارگر کوره پز خانه که خویشاوندی دوری با آنان دارد ازدواج کند. او هر روز در ازای قسمتی از مزدش چند خشت را به خانه میبرد تا در حاشیه قرچک در حیاط خانه شان اتاقی بسازد که بتوانند در آیندهای نزدیک با نامزدش زندگیشان را شروع کنند. "مراد" میگوید: اینجا همه کارگرها از همسایههای خود کوره پزخانهاند و بسیاری از پدرها و مادرها از ۳۰ سال پیش که اینجا راه افتاده در این کوره کار میکنند. او درباره وضعیت کارگران این منطقه میگوید: اینجا درهرکورهپزخانه بیش از ۱۰ تا ۳۰ نفر کار میکنند و بیشترشان هم از بچهها و زنان این ناحیهاند. او ترجیح میدهد درباره مزدی که میگیرد حرف نزند اما مادرش در این باره میگوید: اینجا بسیاری از زنان و کودکان ماهانه کمتر از ۱۰۰ هزار تومان حقوق میگیرند و در عین حال باید مثل یک مرد از صبح تا غروب کارکنند.
به گفته مادر علی هیچکس نمیتواند درخواستی برای اضافه شدن حقوق و یا کم شدن ساعت کاری داشته باشد چون با کوچکترین اعتراض به کارفرما اخراج میشود. وی البته چیزی به نام بیمه و سنوات و اضافه کاری نمیشناسد و به نظر میرسد بیشتر کارفرمایان از این عدم آگاهی کارگران به سود خود استفاده میکنند. آن سوتر از این خانواده، چند زن در حالی که شلوارهای کردی هیبتی مردانه به آنها داده است بچه های شیرهخوارشان را به پشت بستهاند و آماده میشوند تا کارشان را شروع کنند. به گفته آنان بیشتر زنان کوره پز خانهها یا شوهرانی از کارافتاده دارند و یا خود سرپرست خانوادهاند. آنها معتقدند با این حجم و سختیکار بسیاری از زنان در تربیت فرزندان خود ناموفقاند.
در منطقه حاشیه شهر قرچک چندین کوره پزخانه وجود دارد که در همگی آنان کودکان و زنان بیشترین تعداد کارگران را تشکیل میدهند و گویی براساس قانونی نانوشته کار کردن کودکان و زنان رسمی کهن در کوره پز خانهها محسوب میشود. اگر چه این رسم معلول سواستفاده کارفرمایان از این نیروی کار ارزان و ناآگاه است. "محمد - ج" یکی از کارگران مرد با سابقه ۱۵ ساله در یکی از کوره پز خانه حاشیه پاکدشت در خصوص وضعیت کارگران این منطقه میگوید: به جرات میتوان گفت همه کارگران کوره پز خانه به نوعی از سوی کارفرمایشان استثمار شدهاند و در فقر کامل و بدون هیچگونه پشتوانه بیمهای و امنیت شغلی کار میکنند. کارفرمایان برای کسب سود بیشتر در بسیاری از موارد با کارگران قراردادهای موقت امضا میکنند تا از زیر بار پرداخت حق بیمه و مزایا و سنوات شانه خالی کنند. اینجا تنها عده معدودی دارای سابقه کار و بیمه هستند و در بازرسیهای اداره کار آنان را تنها کارگران کوره پزخانه معرفی میکنند. کارگران کورهپزخانهها عموما دو دستهاند : کارگران فصلی و دائم و یا به گفته خود کارگران "آجرکشها و "خشتزنها" . اوضاع برای کارگران دائم هم بهتر از کارگران فصلی نیست. زیرا به هزار بهانه کارفرما از زیر بار پرداخت حق بیمه فرار میکند و آنها تنها در سال یکی تا سه ماه بیمهاند.
کارگران فصلی کورهپزخانه های پاکدشت که از شهرهای مناطق محروم کشور به اینجا مهاجرت کردهاند و درآلونکهای شش متری خود کوره پزخانه زندگی میکنند در فصلهای سرد سال بار و بندیل خود را جمع میکنند و به شهرهای خود بر میگردند. یا برخی از آنان میمانند و به صورت روزمزد به کارهای خدماتی رو میآورند.
برای کسانی که از کوره پزخانههای جنوب تهران بازدید کردهاند دیدن دختران و پسران کوچکی که با دستهای پینه بسته در کار خشت زدن هستند و یا زنان که با کودکانی بسته به پشت خشتهای خام و پخته را این سو و آن سو میبرند منظره ای عادی است. به نظر میرسد کودکان کوره پزخانه مردها و زنانی هستند که اگر چه از سن و سالشان بیش از یک تا دو دهه سپری نشده اما دردها و تجربه مردان و زنانی دنیا دیده را با خود دارند. آنان با دستهای کوچک خود از گل خشتهایی میسازند که رج به رج دیوار و سرپناه میشود برای مردمی، که نمیدانند این گل پخته را دستهای کوچک با آرزوهای بزرگ ساخته است. وضعیت کارگران کوره پزخانه ها روز به روز دارد دردآورتر میشود. آنان بارها از سوی اتحادیهشان اعتراضهای خود را نسبت به وضعیت بد خود ابراز کردهاند اما هر بار نتوانستهاند به خواستههایشان در خصوص افزایش دستمزد و حمایتهای بیمهای جامه عمل بپوشانند.
11/3/08
به مناسبت شصتمین سالگرتصویب بیانه جهانی حقوق بشر
جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران - جنوب کالیفرنیا
Society for Human Rights in Iran - Southern California
WWW.SHRISC.ORG
Panel ِDiscussion
به مناسبت شصتمین سالگرتصویب بیانه جهانی حقوق بشر
سخنرانان
الهه امانی
آزاد مرادیان
و
بنفشه اخلاقی
( مدیر منطقه غرب سازمان عفو بین الملل)
دوشنبه 8 دسامبر 2008
ساعت 7 شب
Kanoon Sokhan
2500 Broadway,
Santa Monica,
Society for Human Rights in Iran - Southern California
WWW.SHRISC.ORG
Panel ِDiscussion
به مناسبت شصتمین سالگرتصویب بیانه جهانی حقوق بشر
سخنرانان
الهه امانی
آزاد مرادیان
و
بنفشه اخلاقی
( مدیر منطقه غرب سازمان عفو بین الملل)
دوشنبه 8 دسامبر 2008
ساعت 7 شب
Kanoon Sokhan
2500 Broadway,
Santa Monica,
احضار مجدد محمد جراحی، عضو کمیته پیگیری تشکل های آزاد کارگری، به دادگاه انقلاب

احضار مجدد محمد جراحی، عضو کمیته پیگیری تشکل های آزاد کارگری، به دادگاه انقلاب
طبق گزارشات رسیده از کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری در تبریز، کارگر مبارز محمد جراحی، مجددا به دادگاه انقلاب تبریز احضار شد.محمد جراحی از اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری سال گذشته در شهر تبریز بدلیل فعالیتهای صنفی بازداشت و روانه زندان شد و پس از چهار روز با قرار وثیقه ده میلیون تومانی آزاد و برای کار عازم عسلویه گردید و در این مدت در آنجا اشتغال بکار داشت.
وی بدنبال تماس تلفنی دادگاه اجرای احکام با منزل مادری اش، روز 30 خرداد امسال به دادگاه اجرای احکام جهت کسب اطلاع از دلیل احضارش مراجعه میکند که همانجا او را بازداشت و روانه زندان میکنند.
دادگاه شعبه 11 انقلاب در شهر تبریز طی محاکمه ای غیابی و بدون دادن حق دفاع به محمد جراحی، وی را به چهار ماه زندان قطعی محکوم کرد. سپس به علت فشارهای وارده از طرف هزاران خانواده ی کارگری تبریز و اعضای انجمن های محلی "سلامت" که آقای جراحی از بنیانگذاران آن می باشد، دادگاه تجدید نظر، حکم او را لغو کرده و وی را پس از قریب به یک ماه آزاد کردند .
روز پنجشنبه مورخ 9 آبان ماه ، بار دیگر آقای جراحی با تماسی تلفنی از شعبه یاد شده به دلایل نامعلومی به دادگاه انقلاب احضار شده است.
افشین شمس فعال کارگری به یک سال زندان محکوم شد
افشین شمس فعال کارگری به یک سال زندان محکوم شد
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
11 آبان 1387,
امروز شنبه 11 آبان ماه 1387 حکم صادر شده توسط دادگاه به افشین شمس ابلاغ گردید.
قاضی پرونده، افشین شمس را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد. لازم به ذکر است که صدور حکم فوق در غیاب وکیل ایشان اقای محمد شریف به افشین شمس ابلاغ گردیده است.
افشین شمس، فعال کارگری و عضو فعال" کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" و عضو کانون کاریکاتوریست ها، به دلیل فعالیت های کارگری و دفاع از حقوق کارگران در محل کار خود در شهرستان الیگودرز در تاریخ سیزده هم تیر ماه 87 دستگیر و روانه زندان دستگرد اصفهان شد.
چند روز بعد منزل پدری وی در اصفهان مورد بازرسی قرار گرفته و کلیه دست نوشتهای وی که در رابطه با مسا ئل کار گری بود توسط ما مورین اداره اطلاعات اصفهان جمع آوری گردید.
وی نزذیک به 5 ماه است که دستگیر شده و با توجه به اعتراضات انجام گرفته در رابطه با ازادی بی فید و شرط و فوری وی امروزدر غیاب وکیل ایشان حکم صادره ابلاغ و افشین شمس یه یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
ما هر گونه دادگاهی کردن فعالین کارگری را به شدت محکوم کرده و خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط افشین شمس هستیم
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
11 آبان 1387,
امروز شنبه 11 آبان ماه 1387 حکم صادر شده توسط دادگاه به افشین شمس ابلاغ گردید.
قاضی پرونده، افشین شمس را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد. لازم به ذکر است که صدور حکم فوق در غیاب وکیل ایشان اقای محمد شریف به افشین شمس ابلاغ گردیده است.
افشین شمس، فعال کارگری و عضو فعال" کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" و عضو کانون کاریکاتوریست ها، به دلیل فعالیت های کارگری و دفاع از حقوق کارگران در محل کار خود در شهرستان الیگودرز در تاریخ سیزده هم تیر ماه 87 دستگیر و روانه زندان دستگرد اصفهان شد.
چند روز بعد منزل پدری وی در اصفهان مورد بازرسی قرار گرفته و کلیه دست نوشتهای وی که در رابطه با مسا ئل کار گری بود توسط ما مورین اداره اطلاعات اصفهان جمع آوری گردید.
وی نزذیک به 5 ماه است که دستگیر شده و با توجه به اعتراضات انجام گرفته در رابطه با ازادی بی فید و شرط و فوری وی امروزدر غیاب وکیل ایشان حکم صادره ابلاغ و افشین شمس یه یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
ما هر گونه دادگاهی کردن فعالین کارگری را به شدت محکوم کرده و خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط افشین شمس هستیم
11/2/08
هجوم نیروهای امنیتی به منزل طیب ملائی ، ازاعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران
هجوم نیروهای امنیتی به منزل طیب ملائی ، ازاعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران
رادیو برابری
10 آبان 1387,
هجوم نیروهای امنیتی به منزل طیب ملائی ، ازاعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران. توضیحات طیب ملائی در این رابطه
رادیو برابری
10 آبان 1387,
هجوم نیروهای امنیتی به منزل طیب ملائی ، ازاعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران. توضیحات طیب ملائی در این رابطه
Subscribe to:
Posts (Atom)

