12/11/08

دختر 11 ساله به دست پدرش به آتش كشيده شد

يكى از فجيع‌ترين جنايت‌هاى سال رقم خورد:دختر 11 ساله به دست پدرش به آتش كشيده شد

آفتاب يزد: در پى به آتش كشيدن دخترى 11 ساله به دست پدرش، پرونده‌اى در شعبه‌ ويژه‌ قتل دادسراى امور جنايى تهران به جريان افتاد. به گزارش ايسنا، ساعت 18:45 دوشنبه شب زنگ تلفن همراه قاضى شهريارى بازپرس كشيك قتل پايتخت به صدا درآمد و ماموران كلانترى 108 نواب، وى را در جريان يك فقره تحريق عمدى منتهى به قتل در تقاطع شادمان قرار دادند. با حضور بازپرس ويژه‌ قتل در راس اكيپى تخصصى از عوامل بررسى صحنه‌ جرم در محل جنايت، مشخص شد دختر 11 ساله‌اى به نام <سارا> توسط پدر 45 ساله‌ خود به نام <رضا> به آتش كشيده شده است. به دنبال صدور دستورات قضايى لازم و تحويل متهم به كلانتري، اين متهم صبح ديروز در شعبه‌ هفتم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران حضور يافت و در مقابل قاضى شهريارى به تشريح جنايت پرداخت. <رضا> به بازپرس ويژه‌ قتل تهران گفت: مدتى قبل از همسرم جدا شدم و <سارا> پس از فوت او پيش مادربزرگش زندگى مي‌كرد. بارها برسر نگهدارى <سارا> با همسر سابقم دچار اختلاف بودم تا اينكه نهايتا به او سپرده شد و پس از مرگ او، مادر همسرم از <سارا> نگهدارى مي‌كرد. وى ادامه داد: چند ماه قبل در بين وسايل دخترم چند سي‌دى مشاهده كردم كه پس از ديدن آنها متوجه شدم دخترم در مجالس مختلف رقصيده است. يك‌بار تصميم گرفتم با تفنگ شكارى كه تهيه كرده بودم او را به قتل برسانم اما موفق نشدم تا اينكه روز حادثه تصميم به اين كار گرفتم و به همين خاطر از بانك محل كار خود مرخصى گرفتم، سپس حدود ساعت 2 به منزل مادر همسرم رفتم و به خاله‌ <سارا> كه در خانه بود گفتم آمده‌ام <سارا> را ببرم. او كمى مقاومت كرد اما نهايتا <سارا> آماده شد و با من به منزلم آمد. اين متهم به قتل در تشريح جنايت اظهار كرد: وقتى به خانه رسيديم يك گالن چهار ليترى نفت از پشت‌بام خانه برداشتم و شروع به ريختن نفت در راه‌پله‌ها و خانه كردم. بعد به داخل واحد مسكونى آمدم و باقيمانده‌ نفت را روى سر و بدن <سارا> ريختم. سپس بخارى ديوارى اتاق را روشن كردم و <سارا> را به بخارى چسباندم. مقاومت زيادى نكرد تا اينكه متوجه شدم بوى دود بلند شد. آنقدر او را كنار بخارى نگه داشتم تا ناگهان تمام بدنش شعله كشيد و من در حالى كه قسمتى از موهايم سوخته بود، فرار كردم اما تا به خودم بيايم متوجه شدم كل خانه آتش گرفته و همسايه‌ها آتش‌نشانى را خبر كرده‌اند. قاضى شهرياري، در مورد اين حادثه اظهار كرد: پس از اطلاع يافتن از وقوع اين حادثه بلافاصله به محل رفتم و اين در حالى بود كه لحظاتى قبل از رسيدن من به محل، ماموران ايستگاه هشتم آتش‌نشانى (ميمنت) رسيده و كار اطفاى حريق را آغاز كرده بودند. وى افزود: خاله‌ مقتول مدعى است لحظاتى قبل از حادثه، <سارا> به وى سه پيامك داده و او را از حادثه‌اى كه در پيش است باخبر كرده اما تا او خود را برساند آتش‌سوزى شروع شده بود. بازپرس شعبه‌ هفتم بازپرسى (ويژه‌قتل) دادسراى امور جنايى تهران ادامه داد: اين حادثه را مي‌توان يكى از فجيع‌ترين جنايت‌هاى امسال قلمداد كرد؛ زيرا فضاى بسيار رقت‌بارى بر صحنه وقوع جرم حاكم بود. از تابلوهاى به‌جاى مانده در خانه متوجه شدم <سارا> دخترى درس‌خوان و هميشه شاگرد اول مدرسه‌شان بوده است. ضمن اينكه روحيات لطيفى داشته و يكى از شواهد تاثربرانگيز موجود در صحنه، عروسك سوخته‌ او بود. وى گفت: در بررسي‌هاى به عمل آمده مشخص شد كه متهم به مواد روانگردان اعتياد داشته و توهمات ناشى از مصرف روانگردان را مي‌توان عامل وقوع اين حادثه دانست. گفتنى است، بازپرس ويژه قتل تهران همچنين طى نامه‌اى به جعفرزاده معاون دادستان تهران و سرپرست دادسراى امور جنايى با ذكر موارد متعدد فرزندكشى در سال‌جاري، خواهان انعكاس موضوع به رئيس قوه‌قضائيه جهت اصلاح قانون و اخذ تصميمات قضايى لازم براى پيشگيرى از وقوع اين قبيل حوادث شد.
نوشته شده توسط کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران



انتقال غیر معمول و مشکوک بهنود شجاعی به بند دیگر زندان گوهردشت کرج

انتقال غیر معمول و مشکوک بهنود شجاعی به بند دیگر زندان گوهردشت کرج
شنبه شانزدهم آذر 1387
بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج، بهنود شجاعی زندانی محکوم به مرک، به صورت ناگهانی و مشکوکی به بند دیگری منتقل گردید.
بهنود شجاعی زندانی که متهم است در سنین نوجوانی مرتکب قتل شده است. و تا به حال 2 بار او را تا پای چوبه دار برده اند ولی در اثر اعتراضات گسترده بین المللی و داخلی در آخرین لحظات نجات یافت. روز سه شنبه 12 آذر ماه از بند 2 زندان گوهردشت به بند 6 زندان گوهردشت منتقل گردید. این نقل و انتقال بنابه گفته هم بندیهاینش مشکوک به نظر می رسد و از آنجایی که در بند 2 زندانیان سیاسی و سایر زندانیان از هر گونه اقدام علیه او تا به حال فعالانه ممانعت کرده اند. لذا او را به بند دیگری منتقل نمودند.
بهنود شجاعی از روز گذشته در سلول شماره 30 سالن 17 بند 6 زندان گوهردشت زندانی است.
تا به حال در مورد چند نوجوان دیگر پس از مدتی سکوت بطور ناگهانی آنها را اعدام نمودند از جمله آنها رضا حجازی در زندان اصفهان و بهنام زارع در زندان عادل آباد شیراز است .
نوشته شده توسط کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران

اعدام فاطمه حقیقت پژوه ضربه ای بر پیکره ی جنبش زنان وانسانیت

اعدام فاطمه حقیقت پژوه ضربه ای بر پیکره ی جنبش زنان وانسانیت
یکشنبه هفدهم آذر 1387
ثریا محمدی: وقایع اخیر جامعه هر یک به گونه ای انسانهای بیدار را به چالش می خواند تا با حفظ هوشیاری خود عامل موثر در بر هم زدن توازن ناهمگون پیرامون باشند،توازنی که عامل بدبختی میلیونها انسانی هستند که به هزاران بهانه ی واهی از زندگی محروم گشته و به کام مرگ و نیستی کشیده می شوند.
علیرغم تلاشهای بسیار فعالان حقوق بشر و زنان متاسفانه در پایان هفته ی پیش یعنی دقیقا تنها یک روز پس از 25 نوامبر روز جهانی نفی خشونت خبر اعدام فاطمه حقیقت پژوه –زنی که در دفاع از دختر سیزده ساله اش شوهر صیغه ای خود را ناخواسته به قتل رسانیده بود–بار دیگر همگان را به این حقیقت تلخ یادآور ساخت که ما در جامعه ای زندگی می کنیم که حقوق انسانها و حریم شریف انسانیشان همچون قطعات در هم یک پازل ؛برای همیشه به گورستان نیستی سپرده شده است و ارزش های انسانی در طوفان سرمایه و تحجر گم گشته اند ؛جامعه ای که در آن انسانها به آسانی قربانی هیچ می شوند و کودکان همچون پره های یک فرفره ی کاغذی به گردباد فحشا و فساد؛گرسنگی و فقرو ابتذال و آوارگی کشیده می شوند و به آسانی ؛همه چیز در سایه ی مضحک یک تفسیر ابلهانه عادی و طبیعی جلوه می کند .
شاید خیلی عجیب نباشد زیرا شهروندان این جامعه حوادثی از این قبیل را بسیار سراغ دارند و متاسفانه در طول سال جاری بی پروایی مسند نشینان قوه ی قضاییه در اجرای داوری های حکیمانه همه گیرتر گشته و دقیقا این صراحت نابخردانه در هر مناسبت جهانی در دفاع از حقوق انسانها روبازتر از همیشه خودنمایی می کند و این مشخصا هشداری است به همگان تا همواره به یاد داشته باشند که با قشری از نخبگانی در جایگاه دولتمرد روبه رویند که علیرغم سوگندنامه های کذایی شان در خدمت به انسانها وتکریم شان انسانی شهروندان؛ همانند تبرهای آهنینی که وظیفه اشان دقیقا قطع ریشه های زندگی و حیات است عمل می کنند .
وقتی عمیق تر به قضیه فاطمه حقیقت پژوه می پردازیم ناخودآگاه این سوال در ذهن متبلور میشود که اگر ما به جای او و دیگرزنانی که در کشاکش حوادثی از این دست گرفتار آمده اند ،بودیم ،چه می کردیم ؟به راستی چه می کردیم؟؟؟؟آیا فاطمه, کبری و.... از این که انسانی را به قتل رسانده خوشحال بوده اند ؟آیا ا از اطلاق واژه ی قاتل بر خودشان راضی بوده اند؟و هزاران اگر دیگر....
اگر چه می دانیم در یک شرایط نرمال و انسانی احتمال وقوع چنین حوادثی به صفر و یا رقمی نزدیک به آن می رسد اما در شرایط موجود و با وجود دستورالعمل های قانونی موجود در اسناد حقوقی کشور نمی توان به جواب درستی رسید چون تمامی حقایق در سایه های نامفهوم چیزی به نام قانون آن هم مدل بسیار نازل و نارسای آن گمشده است .علاوه بر این اگر چه ما هیچگاه تایید کننده ی قتل و گرفتن جان انسانها نیستیم اما آیا در شرایطی نظیر همان وضعیت که فاطمه در آن زندگیش را در دفاع از معصومیت دختر بی گناهش گرو گذاشت می توان صبوری کرد و اقدامی نکرد؟
لازم به یادآوری است ازدیدگاه ما قتل های ناموسی در ردیف اقدامات حماقت آمیزی است که در اندیشه ی انسانهای متمدن نمی گنجد اما اقدام فاطمه حتی یک قتل ناموسی هم به شمار نمی آید چون معمولا در وضعیتی که به قتل ناموسی منجر می شود در بیشتر رابطه ها ,دو طرف تمایلی به ادامه ی رابطه داشته و معمولا نفر سومی به واسطه ی تعصبات و باورهای خشن؛ مرتکب قتل می شود اما در حادثه ی مذکور وجود یک تعرض و در واقع تجاوز به حریم یک دختر خردسال در یک رابطه ی نامتعارف و یک انگیزه ی یکطرفه بیش از هر چیزی جلب توجه می کند به طوری که هیچ منطقی در دفاع یا تایید تعرض آن مرد وجود ندارد وحقیقتا در بررسی این اتفاق خشم هر انسان منصفی نسبت به عمل وحشیانه ی همسر فاطمه بر انگیخته می شود.(اگر چه می دانیم خود این تعرض معلول دلایل بسیاری است اما هیچکدام توجیه کننده ی تعرض او به آن دختر معصوم نمی باشد).
با همه ی این اوصاف حتی اگر در یک شرایط فرضی اقدام فاطمه را یک قتل ناموسی بدانیم با دیدگاهی کاملا بی طرفانه و نه مخالف قتل ناموسی به این حادثه بپردازیم .سئوال اینجاست که مگر نه این است که در قانون مجازات اسلامی دفاع از ناموس در شرایط مشابه از طرف یک مرد ,حتی اگر منجر به قتل شود توجیه قانونی دارد. اما این که چرا در این مورد مشخص مجازات اعدام عملی می گردد چندین سئوال به دنبال دارد :آیا دختر فاطمه ناموس او به حساب نمی آمد و دوباره این که آیا به حکم این که فاطمه یک مرد نبود نمی توانست عرق دفاع از ناموس داشته باشد و هزاران سئوال که پرداختن به جوابشان مستلزم محکومیت تناقض آشکار در قوانین قضایی کشور است اما به دلیل سانسور و دفاع از وضعیت موجود معمولا بی جواب می ماند.
در نهایت سخن ما این است که ایا دیگر زمان آن نرسیده است که با آگاهی جامعه در برابر حوادث جاری درست و منطقی برخورد شده و در باره ی اقدامات سیستم اداری و قضایی کشور جواب درستی به مردم داده شود؟ آیا با وجود نقش آفرینی زنان در تمامی عرصه های اجتماعی ,اقتصادی و....آنهم با وجود تمامی تبعیض ها که عامل بازدارنده ی ترقی زنان است و نیز به دلیل نیاز جامعه به برابری انسانها و ارتقا سلامت و رفاه عمومی همگان نظم ناهمگون موجود به نفع انسانیت جامعه و زنان, به جهت فراهم نمودن برابری همگانی زن و مرد در تمامی عرصه ها بر هم زده شود؟
آیا در شرایط نابسامان و جرم زای جامعه باز هم جراتی برای مجازات باید وجود داشته باشد و نیز آیا اطلاق واژه ی مجرم به افراد آن هم درست در شرایطی که وضعیت جامعه سوق دهنده ی آنان به جرم است کار درستی می باشد؟ و نمونه ی عینی آن که آیا اگر فاطمه می توانست از یک زندگی نرمال بهره مند شود باز هم ممکن بود تن به قبول صیغه ی مردی که هنوز به انسانیتش اعتمادی نداشت بدهد و دختر خردسالش را در پناه نامفهوم چنین مردی پناه دهد؟و دیگر این که آیا جامعه نباید در برابر زنان مخصوصا با موقعیتی مشابه احساس مسئولیت بیشتری کرده وراهکارهای درست تری در حفظ زندگی و شأن آنان ارایه نماید؟به گونه ای که هم زنان و هم کودکان در پناه جامعه از حق حیات بهره مند گردند نه آن که در سایه ابتذال و سقوط غرق شوند .که البته متاسفانه نمونه های زنده ی قربانیان این حوادث آمار کمی هم نیستند.
آیا هرگز انسانی به صرف داشتن مقامی ولو مهم در جامعه حق گرفتن جان انسانی دیگر را دارد آنهم درست در شرایطی که متهم دقیقا مظلوم و قربانی نابسامانیها و شکاف های موقعیتی اجتماع قرارگرفته باشد.
و خلاصه آن که آیا با وجود آمار بالای اعدام در طول سال های اخیر و مخصوصا سال جاری هیچ تغییر عمده و حتی ناچیزی در تقلیل جرایم جامعه پیش آمده است ؟

و اصلا این که چرا اعدام ؟؟؟؟
وقتی که می توان با جایگزینی آموزشهای همه جانبه در تمامی سطوح زندگی فردی و اجتماعی,و نیز فراهم نمودن شرایط استاندارد اقتصادی برای شهروندان,انسانها را در سایه ی تربیت به سمت تعالی سوق داد چگونه می توان چشم را بر همه ی سرمایه های بشری بست و بدون هیچ اقدام اساسی در کنترل صحیح جامعه انسانها را به آفت ها سپرد سپس همچون تبرزنی بیرحم در کمین درخت های آفت زده نشست و آن وقت ادعا کرد که برای بهبود اجتماع اقداماتی در حال انجام است؟ جای بسی تاسف است تمامی شرایط موجود فقط یاد آور قوانین خنده دار پادشاهی است که وقتی دو طرف یک دعوا به او رجوع داده می شد از آنان می خواست که با هم به کشتی روند و در نهایت بازنده ی کشتی ,متهم یا خطا کار اختلاف به حساب می آمد ومجازات مرگ برایش در نظر گرفته می شد.دیگر چه جای آن دارد که ما پس از گذشت قرن ها مرتکب خطایی شویم که انسانیت بیش از پیش خدشه دار شود.
پیام ما به همگان این است که اگر فقط کارمان انتظار کشیدن باشد هر روز با سرعت بیشتر بیراهه ی سقوط را تجربه خواهیم کرد ما هیچ چاره ای نداریم جز دخالت در وضعیت جامعه وهمصدایی و کار عملی و اما این که با وجود تمامی خطراتی که بر سر این راه وجود دارد اما حس حقیقت جویی ,راه های تازه تری را برای ایستادگی در برابر بی حقوقی انسانها پیش پای دوستداران بشریت می گذارد به امید آن که انسانها ازاسارت ازخود بیگانگی رها شده و انسان به حق واقعی اش در یک جامعه ی بهتر دست یابد

درخواست اعزام يک هيئت بين المللیِ غير دولتی برای تحقيق به ايران پيرامون وضعيت حقوق بشر

درخواست اعزام يک هيئت بين المللیِ غير دولتی برای تحقيق به ايران پيرامون وضعيت حقوق بشر
20 آذر 1387
براساس اعداد و ارقام گزارش سال 2008 ، که ذيلاً به دنبال می آيد و عمدتاً مبتنی بر منابع رسمی دولتی است، حقوق بشر شديدتر از سال قبل و به شکلهای مختلف نقض گرديده که شامل موارد عمده زير می باشد: افزايش صدور و اجرای حکم اعدام، صدور حکم اعدام برای افراد کمتر از هیجده سال، گسترش دستگيری و محاکمه دانشجويان و فعالين سياسی، اجتماعی و فرهنگی، سرکوب بی وقفه زنان در عرصه های مختلف، اخراج و بيکاری کارگران و دريغ کردن حقوق اوليه آنها، سرکوب اقليتهای دينی و قومی و . . .
کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل! نهادهای بين المللی مدافع حقوق بشر!
مقامات دولتی در ايران همواره ادعا کرده اند که حقوق بشر در ايران رعايت می گردد و بر اين مبنا تبليغات خود را نيز سازمان داده اند. عليرغم اين ادعا و بنا بر گزارشات مختلف نهادهای حقوق بشری و از جمله گزارشات ما، بعنوان جمعی از اين گروهها ، که همواره وضعيت حقوق بشر در ايران را زير نظر دارد؛ حقوق بشر در ايران به گونه ای گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده از سوی دولت ايران نقض می گردد. براساس اعداد و ارقام گزارش سال 2008 ، که ذيلاً به دنبال می آيد و عمدتاً مبتنی بر منابع رسمی دولتی است، حقوق بشر شديدتر از سال قبل و به شکلهای مختلف نقض گرديده که شامل موارد عمده زير می باشد: افزايش صدور و اجرای حکم اعدام، صدور حکم اعدام برای افراد کمتر از هیجده سال، گسترش دستگيری و محاکمه دانشجويان و فعالين سياسی، اجتماعی و فرهنگی، سرکوب بی وقفه زنان در عرصه های مختلف، اخراج و بيکاری کارگران و دريغ کردن حقوق اوليه آنها، سرکوب اقليتهای دينی و قومی و . . . بدينوسيله از کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و نهادهای بين المللی مدافع حقوق بشر تقاضا می کنيم تا کوشش خود را جهت اعزام يک هيئت بين المللیِ غير دولتی برای تحقيق پيرامون وضعيت حقوق بشر در ايران مبذول دارند تا متعاقب آن امکان قضاوت و اقدام لازم در رابطه با وضعيت حقوق بشر در ايران هموار گردد. ما از تمامی مدافعين حقوق بشر خواستاريم تا عليه نقض حقوق بشر در ايران عکس العمل نشان داده و اعتراض و اقدامات خود را جهت رعایت آن بکار ببندند.
انجمن دفاع از زندانيان سياسی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان ـ آسمک کميته گزارشگران حقوق بشر
20/09/1387 برابر با10/12/2008
متن گزارش وضعيت حقوق بشر ) دسامبر 2007 تا نوامبر 2008 ( کل موارد نقض حقوق بشر، که در فاصله زمانی اين گزارش ثبت و جمع آوری شده است، به شرح زير به اطلاع می رسد:
دانشجويان: • بازداشت: 229 مورد • بازجوئی: 68 مورد • احضار به دادگاه: 115 مورد • محاکمات: 46 مورد • احکام صادر شده توسط دادگاه ها: 55 مورد • احضار به کميته های انضباطی: 287مورد • احکام صادر شده توسط کميته های انضباطی: 256 مورد • اخراج از دانشگاه: 13مورد • ضرب و شتم دانشجويان: 17 مورد • تهديد و ارعاب: 39 مورد • انحلال نهادهای دانشجوئی: 28 مورد • توقيف نشريات دانشجوئی: 54 مورد • جلوگيری از اجرامی مراسم: 4 مورد • صدور قرار وثیقه جهت آزادی 50 مورد
مطبوعات: • احضار به دادگاه: 71 مورد • بازداشت: 22 مورد • بازجوئی: 6 مورد • محاکمه: 37 مورد • اخطار کتبی: 183 مورد • احکام صادر شده توسط دادگاه ها: 38 مورد • توقيف کتاب: 1 مورد • مسدود کردن سايت ها: 34 مورد • توقيف مطبوعات: 39 مورد • جلوگيری از نمايش فيلم: 21 مورد • اخراج از کار: 98 مورد • اخراج خبرنگاران خارجی از ایران:1 مورد • تهديد و ارعاب: 5 مورد • ضرب وشتم: 5 مورد • تعطيلی نهادهای مطبوعاتی: 44 مورد
فعالين سياسی، اجتماعی و فرهنگی: • احضار به دادگاه: 186 مورد • بازجوئی: 20 مورد • بازداشت: 738 مورد • محاکمات: 37 مورد • احکام صادر شده توسط دادگاه ها: 251 مورد • تهديد و ارعاب: 23 مورد • آزادی با قرار وثيقه: 105 مورد • ممنوع الخروح: 5 مورد • ضرب و شتم: 10 مورد • اخراج از کار به دليل فعاليت سياسی: 37 مورد • جلوگيری از اجرای مراسم: 33 مورد • حمله به نهادهای مدنی: 1 مورد • جلوگيری از فعاليت تشکل های سياسی: 1 مورد • رد صلاحیت : 2200 مورد • تعطيلی نهادهای فرهنگی: 1 مورد
کارگران: • عدم پرداخت حقوق و مزايا: 66859 مورد • اخراج از کار: 34800 مورد • بازداشت: 204 مورد • احضار به دادگاه: 62 مورد • احکام دادگاه: 33 مورد • محاکمه: 12 مورد • مرگ در حين انجام کار: 145 مورد • بازجوئی: 8 مورد • حمله به تجمع کارگران: 12 مورد
اعدام: • اعدام شده گان: 250 مورد • منتظرين اعدام: 247 مورد • منتظرين اعدام (زندانیان سياسی): 17 مورد • اعدام شده گان (زندانيان سياسی): 13 مورد • اعدام در ملاء عام: 30 مورد • هنگام ارتکاب جرم زير 18 سال سن (اعدام شده): 8 مورد • سنگسار (احکام صادر شده): 5 مورد
زنان: • احضار به دادگاه: 18 مورد • محاکمه: 25 مورد • احکام صادر شده: 34 مورد • بازداشت: 16 مورد • بازجوئی: 8 مورد • ممنوع الخروخ: 8مورد • سایت های مسدود شده ( مربوط به زنان):19 مورد • اعتصاب غذا در زندان:11 مورد • صدور قرار وثیقه جهت آزادی:3 مورد
دستگيری عمومی، قتل مردم: • دستگيری عمومی: 11201 مورد • قتل مردم: 29 مورد • قتل مشکوک: 7 مورد
زندانيان سياسی: • اعتصاب غذا: 97 مورد • قتل زیر شکنجه: 2 مورد • ممنوع الملاقات: 14 مورد • جلوگيری از مرخصی جهت درمان: 14 مورد • ضرب و شتم: 8 مورد • بازجوئی مجدد: 6 مورد • مرگ در زندان: 3 مورد • تهدید و ارعاب: 5 مورد • مفقود الاثر: 3 مورد • بلاتکليف: 14 مورد • محاکمه مجدد: 17 مورد • احکام صادر شده در دوران محکوميت: 17مورد • جلوگيری از آزادی: 1 مورد • گواهی علیه شکنجه: 32 مورد
قصاص: • قصاص دست: 12 مورد • قصاص پا: 5 مورد • قصاص چشم: 3 مورد
اقلیتهای دینی: • بازداشت ها: 37 مورد • احضار به دادگاه: 46 مورد • محاکمات: 4 مورد • احکام صادر شده از دادگاه ها: 14 مورد • اخراج از کار: 8 مورد • تهدید و ارعاب : 13 مورد • حمله به اماکن مذهبی : 4 مورد • تخریب اماکن مذهبی : 4 مورد • جلو گیری از ادامه تحصیل : 11 مورد • لغو جواز کسب و کار: 1 مورد • جلو گیری از آزادی : 7 مورد


12/10/08

به رهروان رهائی انسان از ستم و استثمار در جنبش دانشجوئی

به رهروان رهائی انسان از ستم و استثمار در جنبش دانشجوئی
عزیزان دانشجو!
به همراه شما و دست در دست همه کارگران و انسانهای آزاده فرارسیدن 16 آذر، روز دانشجو، را گرامی و یاد جانباختگان این جنبش را گرامی میدارم. فرصت را غنیمت شمرده و از مبارزات دانشجویان دربند ستایش کرده و به امید اینکه مبازرات موجود امکان آزادی آنها را فراهم کرده و کاری کند که دیگر کسی به خاطر عقایدش به زندان نیافتد.
امسال روز دانشجو در حالی دارد فرامیرسد که کل نظام سرمایه‌داری در هر دو جهان به اصطلاح توسعه یافته و غیر توسعه یافته دچار یک بحران عمیق است. موج مهلک بحران این بار کل کشتی سرمایه را آماج خود قرار داده است. نمایندگان بخشهای مختلف سرمایه و دولتهای سرمایه‌داری همه دارند تبیینهای خود نسبت به اوضاع و راه حلهای خود را ارائه میدهند. آنها میدانند که مصیبتهای ناشی از بحرانشان یقه میلیونها انسان کارگر و زحمتکش را گرفته و در آینده یقه میلیونها تن دیگر را خواهد گرفت. آنها میدانند که ما برای دفاع از مردمی که قربانی این نظامند بیکار نخواهد نشست. میدانند که ما فعالین جبهه‌ کار، داریم برنامه‌های خود را میریزیم. میدانند که جبهه‌ کار در حال تقویت خود است. هر دو طرف مشغول آمده کردن خود هستند.
"رهروان رهائی انسان از ستم و استثمار" در جنبش دانشجوئی، که در جبهه‌ کار هستند، چه برنامه‌هائی برای خود دارند؟ به نظر میرسد که آنها بر این مسئله آگاهند که باید دست در دست فعالین کارگری ضمن ارتقا آگاهی خود لازم است که تبیینها و بدیل خود برای رهائی انسان را هرچه گسترده‌تر و روشنتر برای مردم تبلیغ و ترویج کنند. میدانند که در دل این تلاش بایستی یک استراتژی بریزیم که روشن کند رکن رهائی انسان از دست ستم و استثمار طبقه کارگر است و نیز افقهای رهائی را نیز مدون و قابل فهم نمائیم. حتما شما با من موافقید که برای تحقق اهدافمان کارهای زیادی هست که باید انجام گیرد که تقویت تشکلهای موجودمان و نیز ایجاد تشکلهای دیگر یکی از آنهاست. تدقیق مرزها با گرایشات غیر رادیکال و غیر کارگری و در همانحال امکان همکاری با آنها در مراکز دانشجوئی و کاری، برای این و آن مبارزه، از کارهای دیگر ماست. هر همکاری ممکنی طبعا باید با حفظ پرنسیپهای ما انجام گیرد. باید به افشاگری و طرد نیروهای اپورتونیستی ادامه دهیم. باید درسهای ناشی از ضربات وارده توسط این نیروها را مداوما مرور کرده و آنرا به جنبش دانشجوئی ارائه دهیم با این هدف که در آینده کسی نتواند از جنبش دانشجويي، جمع دانشجو و آحاد دانشجو بعنوان یک ابزار در راه اهداف سازمانی و اپورتونیستی خود سوءاستفاده کند. طبعا وظایف زیاد و سنگینی پیش پای جنبش ماست که با همکاری همدیگر باید در تحققشان بکوشیم.
بار دیگر روز دانشجو را گرامی میدارم و برای همه شما آرزوی سرفرازی بیشتر را دارم.
محمود صالحی

گزارش لحظه به لحظه مراسم 16 آذر در دانشگاه تهران

گزارش لحظه به لحظه مراسم 16 آذر در دانشگاه تهران – قسمت ششم و پایانی گزارش
گزارشگر سلام دمکرات:

فیلم مراسم

ساعت 11:30 دقیقه صبح، دانشگاه تهران
اینک 30 دقیقه به ساعت اعلام شده از طرف دانشجویان دانشگاه های تهران برای برگزاری مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران باقی مانده است. آغاز این اجتماع برای ساعت 12 ظهر برنامه ریزی گشته و دانشجویان تصمیم گرفته اند در صورت امکان این مراسم را تا ساعت 5 بعدازظهر ادامه دهند.
فراخوان این مراسم بصورت رسمی از طرف دو نهاد دانشجویی، دانشجویان کرد دانشگاه های تهران و تحکیم وحدت، اعلام گشته است. اما دانشجویان کرد اعلام داشته اند که به دلیل برخوردهای ناسیونالیستی دفتر تحکیم وحدت در سال گذشته (1386) هیچگونه هماهنگی و همکاری ای با این نهاد نخواهند داشت. این در صورتی است که هر دو نهاد دانشجویی همزمان و در یک مکان، ساعت 12 ظهر و روبروی دانشکده فنی دانشگاه تهران، اعلام به برگزاری تجمع روز دانشجو 1387 را نموده اند.
در حال حاضر شرایط امنیتی دانشگاه بسیار مضطربانه است. تحرکات حراست دانشگاه و نیروهای انتظامی و لباس شخصی، از یکطرف، و جوش و خروش و انتظار در میان دانشجویان، شرایط دانشگاه را به شدت متشنج ساخته است.


ساعت 11:45 دقیقه
با وجود جو پلیسی و جلوگیری از ورود دانشجویان دیگر دانشگاه ها به محیط دانشگاه تهران، 1000 نفر از دانشجویان مبارز دانشگاه های تهران در این ساعت تجمع خود را آغاز کردند. در جلوی درب خیابان 16 آذر دانشگاه تهران بین حراست و دانشجویان بیرون از دانشگاه درگیری هایی صورت پذیرفته است.
حدود 700 تا 800 دانشجو در مقابل دانشکده فنی گرد آمده اند. و حدود 200 تا 300 نفر دیگر، کمی پایین تر، با در دست داشتن پلاکاردها و پرچم هایی مزین به شعارهای دفتر تحکیم وحدت، از جمله: "احمدی نژاد پاسخگو باش!" ، "تفکیک جنسیتی محکوم است!"، "رهایی زن برابر با رهایی جامعه است!"، "زنان و مردان برابر هستند!" و ... تجمع کرده اند.
همچنین، دانشجویان کرد نیز با در دست داشتن پلاکاردهای خود با شعارهای "فعالین قومی آزاد باید گردند!" و ... در صف مستقلی تجمع نموده اند.
مسجد دانشگاه به منظور جلوگیری از فریادهای رسای دانشجویان مبارز، بلندگوهای خود را بلند کرده است و سرودهای فلسطینی و عربی پخش می کند. اما با این ترفند نیز موفق به تحت الشعاع قرار دادن شعارها و سرودهای دانشجویان مبارز نشده است.
در این لحظه دانشجویان تصمیم گرفتند که به مقابل درب خیابان 16 آر رفته تا دانشجویانی را که حراست دانشگاه از ورودشان جلوگیری به عمل آورده، وارد دانشگاه کنند.

ساعت 12:15 دقیقه
ساعت 12:00 ظهر صف متحد دانشجویان به درب خیابان 16 آذر رسید. تعدادی از ایشان با حمله به درب مکور کوشش کردند تا آن را شکسته و راه را برای دانشجویان منع شده از ورود به دانشگاه باز کنند. اما به علت تراکم نیروهای حراستی و انتظامی این امر مقدور نگشت. سپس صف دانشجویان به سمت درب دانشکده داروسازی رفته و توانستند آن درب را شکسته و حدود 200 نفر از دانشجویان را وارد دانشگاه کنند. نیروهای انتظامی نیز با ایجاد صف متراکمی جلوی این درب از ورود دانشجویان دیگر جلوگیری به عمل آوردند. درگیری هایی نیز میان دانشجویان و پلیس در گرفت، اما مشهود بود که نیروهای انتظامی از برخورد خشونت آمیز تر اجتناب می ورزند. اینک صفوف دانشجویان در دانشگاه به حرکت در آمده اند.
عده ای از دانشجویان نیز پلاکاردهایی با شعارهای "ما از مبارزات کارگران و زنان حمایت می کنیم!" و "ما از حقوق اقلیت ها و قومیت ها حمایت می کنیم!" به صف دانشجویان پیوسته اند. اما به علت غیبت برگزار کنندگان کلیدی، هنوز دانشجویان نتوانسته اند تریبیون آزاد را برقرار کنند.

ساعت 12:45 دقیقه
صفوف دانشجویان به سمت درب شمالی دانشگاه رفته و به ساختمان حراست حمله کرده و شیشه های آن را شکستند. نیروهای انتظامی به درون دانشگاه سرازیر شدن. درگیری های شدیدی بین دانشجویان و نیرو های انتظامی در گرفت که نیروهای انتظامی را وادار به عقب نشینی کرد. در این لحظه حراست دانشگاه نیز با دخالت خود، نیروهای انتظامی از را ترغیب به خروج از دانشگاه کرده و از شدت یافتن درگیری ها جلوگیری به عمل آورد و از دانشجویان خواست تا از ایجاد درگیری بیشتر خودداری کنند. صفوف دانشجویان نیز با شعار دادن "ما پلیس مزدور نمی خواهیم!" به سمت دانشگاه ادبیات و مسجد حرکت کرد. دانشجویان بسیجی در مقابل درب مسجد صف کشیده اند. در اینجا شعار دانشجویان که اینک به شعار مرکزی این تظاهرات تبدیل گشته "مرگ بر دیکتاتور!" است.


ساعت 13:30 دقیقه
علیرغم عدم حضور دانشجویان کلیدی ترتیب دهنده ی تجمع امروز، دانشجویان که اینک صفوفشان به بیش از 3000 تا 4000 نفر رسیده است، توانستند تریبیون آزادی را در مقابل دانشکده ی فنی برگزار کنند که تا به حال سه نفر از دانشجویان به سخنرانی پرداخته اند.
دانشجوی سخنران اول درباره حقوق دانشجویان و کارگران و زنان سخن گفت و به هم سرنوشت بودن ایشان و لزوم اتحادشان اشاره کرد. سخنران دوم در مورد جنبش کارگری سخنرانی کرده و از کارگران زندانی و معلمان زندانی نام برد و دانشجویان را به لزوم همبستگی با جنبش کارگری تشویق کرد. سخنران سوم از دانشجویان آذری بود که در مورد برخوردهای دوگانه و تبعیض آمیز حکومت به اقلیت ترک سخن گفت. در این هنگام چند تن اقدام به بالا بردن پرچم حزب پان ایرانیست کردند و می خواستند شعارهایی به حمایت از ناسیونالیسم و حزب خود سر دهند که با برخورد یکپارچه دانشجویان و هو کردن ایشان مواجه شده و مجبور به پایین آوردن پرچم شدند و فعلاً سکوت اختیار کرده اند.
شعارهای دانشجویان در تشویق سخنرانان "عامل تبعیض و فساد، محمود احمدی نژاد" و "مرگ بر دیکتاتور" می باشد.
در حال حاضر تریبیون آزاد همچنان ادامه دارد.

ساعت 15:00 دقیقه
در ادامه سخنرانی ها دانشجوی منع تحصیل و زندانی آزاد شده، مهدیه گلرو، از دانشگاه علامه در مورد جنبش زنان و خاطرات زندان خود سخن گفت و مورد تشویق و پشتیبانی فراوانی از دانشجویان قرار گرفت. بعد از خانم گلرو، دانشجویان کرد، بیانیه ی خود را خواندند. و دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران و دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک بیانیه های خود را توزیع کردند.
پس از پایان سخنرانی ها، صف هزاران دانشجو که صحن دانشگاه را از دانشکده حقوق تا پزشکی پر کرده بودند به سمت سر در و نرده های دانشگاه و خیابان انقلاب به حرکت در آمدند. در این میان شعار "سید علی پینوشه، ایران شیلی نمی شه!" به شعارها اضافه شد. در این مقطع اعضاء دفتر تحکیم وحدت با تشکر از دانشجویان کرد، ترک و سوسیالیست، مراسم خود را پایان یافته اعلام نموده و تذکر دادند که از این لحظه به بعد مسئولیتی ندارند.
جالب اینجاست که نیروی حراست دانشگاه از ترس حمله دانشجویان به کیج های خود، آنها را از صحن دانشگاه جمع کرده بود و دانشجویان متوجه پرتابل بودن این کیوسک ها شده و با طعنه و لبخند آنها را به عنوان هدف برای تجمعات بعدی مشخص می ساختند.
خیابان انقلاب در مقابل دانشگاه کاملا بسته است و از گذر کردن اتوبوس ها نیز جلوگیری به عمل آمده. پلیس سعی کرده است تا با استقرار و تراکم نیروهای خود و همچنین چندین دستگاه اتوبوس جلوی دید دانشجویان را گرفته تا ایشان شاهد بوجود آمدن صفوف مردم و زد و خورد ایشان با نیروهای انتظامی و امنیتی در مقابل دانشگاه نشوند. اما دانشجویان شاهد این درگیری ها و حمایت مردمی از تجمع خود بودند و با شعارهای "مزدور برو گمشو"، "مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ بر احمدی نژاد"، و تکرار شعار "سید علی پینوشه، ایران شیلی نمی شه!" به تقبیح برخورد سرکوبگرایانه ی نیروهای انتظامی و امنیتی و تشویق مردم حاضر در پیاده روی جنوبی خیابان انقلاب پرداختند.
بالاخره در ساعت 14:45 دقیقه دانشجویان تصمیم به پایان مراسم گرفته و در گروه های بزرگ چند ده نفره به سمت دانشکده های خود حرکت کردند.
خیابان های 16 آذر و قدس و کوچه های اطراف دانشگاه تماماً توسط نیروهای انتظامی و امنیتی در حال قرق است. اما تا به حال گزارشی از بازداشت دانشجویان مخابره نگشته است. نیروهای انتظامی به دانشجویانی که در حال خروج از دانشگاه می باشند تذکر می دهد که به راه رفتن ادامه داده و از توقف خودداری کنند.
پایان گزارش

سلام دمکرات

12/8/08

گزارش مراسم 16 آذر دانشگاه مازندران

گزارش مراسم ۱۶ آذر دانشگاه مازندران
دوشنبه, 18 آذر 1387 00:17

تجمع ۱۶ آذر دانشگاه مازندران در حالی برگزار شد که از صبح امروز مامورین حراست برای ایجاد وحشت در بین دانشجویان در محل مورد نظر برای تجمع تردد داشتند و میکروفن انجمن توسط مامورین اطلاعات در منزل یکی از دانشجویان ربوده شد.با این وجود اعضای انجمن اسلامی میکروفن جدیدی برای برپایی مراسم تهیه کردند که مامورین حراست برای گرفتن میکروفن با اتوموبیل وارد محوطه دانشکده علوم انسانی شدند و با اعضای انجمن اسلامی و دانشجویان درگیر شدند.

با وجود تمام فشارها و تهدید خانواده های دانشجویان تجمع ساعت ۱۱:۳۰ برگزار شد.دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که پلاکاردهای سرخی در دست داشتند به همراه اعضای انجمن اسلامی با خواندن سرود یار دبستانی به طرف محل تجمع به راه افتادند و دانشجویان نیز به دنبال آنها به راه افتادند که هر آن به تعداد آنها افزوده میشد.رفته رفته تغداد بی سابقه ای از دانشجویان در محل تجمع گرد آمدند.ابتدا یکی از اعضای انجمن اسلامی تریبون را در دست گرفت و شعری در اعتراض به وضع موجود خواند و بعد از آن یکی از اعضای دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب تریبون را به دست گرفت و به خفقان و جو سرکوب موجود و مبارزات چندین ساله ی جنبش چپ در ایران و همینطور

سرکوب فعالین چپ در ۱۶ آذر گذشته اشاره کرد.بعد از آن چند تن از اعضای انجمن اسلامی و دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب به سخنرانی پرداختند و به مشکلات صنفی دانشگاه و اوضاع سیاسی ایران اشاره کردند. همینطور یکی از اعضای بسج از جو آزاد انجمن برای سخنرانی استفاده کرده وسخنرانی اهانت آمیز خطاب به دانشجویان چپ کردکه با اعتراض دبیر انجمن اسلامی و دانشجویان روبروشد. تجمع با خواندن سرود یار دبستانی پایان یافت!