10/30/08

مرگ مشکوک عبدالرضا رجبي زنداني سياسي

مرگ مشکوک عبدالرضا رجبي زنداني سياسي

فعالان حقوق بشر در ایران

۹ آبان ۱۳۸۷

بنابر اخبار دريافتي از خانواده مرحوم عبدالرضا رجبي گزارش فوت ايشان که در روز گذشته به صورت غيررسمي منتشر گشته بود تائيد ميگردد.
صبح روز جاري خانواده رجبي پس از اطلاع از گزارشات نگران کننده پيرامون فوت آقاي رجبي با زندان اوين تماس گرفته که مسولين زندان ضمن اعلام تبعيد اين زنداني به زندان رجايي شهر خواستار پيگيري خانواده از زندان کرج ميگردند.
سپس خانواده رجبي با زندان مذکور اقدام به برقراري تماس مينمايند که مسئولان با بيان تعطيلي از پاسخ دهي به پيگيري اين خانواده سرباز ميزنند ، سرانجام خانواده نگران رجبي به مقابل درب زندان مراجعه و نهايتاً پس از ساعتها انتظار مسئولان زندان خبر فوت اين زنداني سياسي را به خانواده ابلاغ مي نمايند.
آقاي رجبي در تاريخ 7/8/87 از زندان اوين به رجايي شهر منتقل و در همان شب خبر فوت ايشان اعلام ميگردد ، احتمال اين موضوع که آقاي رجبي در زندان اوين فوت نموده باشند و پس از مرگ بنا به دلايل نامعلومي به زندان رجايي شهر منتقل شده باشند مي رود.
عبدالرضا رجبي از زندانيان وابسته به سازمان مجاهدين خلق بوده است که در ابتداي سال 1380 در طي يک درگيري مسلحانه در منطقه مرزي در حالي که مورد اصابت ترکش نارنجک قرار گرفته بود دستگير ميگردد ، وي ساليان متمادي زندان را با وجود ترکشهاي نارنجک در بدن که هيچگاه مورد رسيدگي پزشکي قرار نگرفت سپري نمود ، نامبرده به شدت نيازمند رسيدگي پزشکي بوده است.
وي پس از محاکمه ابتدا به اعدام و سپس با يک درجه تخفيف به حبس ابد محکوم گرديد و در طي ماههاي اخير نيز از بند 350 زندان اوين به اندرگاه 8 زندان که در آن مکان زندانيان بيگانه و معتادان مواد مخدر نگهداري ميشدند تبعيد گرديد بود.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ساير اطلاعات تکميلي و موضع خود در مورد مرگ مشکوک اين زنداني سياسي در اطلاعيه آتي منتشر خواهد نمود.

ممانعت از سفر و احضار سوسن طهماسبی، عضو کمپین یک میلیون امضا به دادگاه انقلاب

ممانعت از سفر و احضار سوسن طهماسبی، عضو کمپین یک میلیون امضا به دادگاه انقلاب

5 آبان 1387
تغییر برای برابری: ماموران امینتی حاضر در فرودگاه بین المللی امام خمینی با ضبط پاسپورت سوسن طهماسبی، از فعالان کمپین یک میلیون امضا از سفر وی جلوگیری کردند.

این در حالی است که ساعت 10 صبح امروز 5 آبان ماه پس از بازگشت وی از فرودگاه به خانه، پنج نفر از ماموران امنیتی با ارائه ی حکم ورود به منزل، به بازرسی منزل این فعال حقوق زنان اقدام کرده وضمن فیلمبرداری از منزل وی تعدادی سی دی، چندین جلد کتاب، دست نوشته ها و متون درسی، تعدادی نوار و کامپیوتر وی را ضبط کردند. این ماموران همچنین با ارائه ی حکم احضاریه ای که تاریخ آن مربوط به دوم مهرماه بود، از وی خواستند تا ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 8آبان ماه خود را به شعبه ی یکم دادیاری امنیت دادسرای انقلاب معرفی کند.
سوسن طهماسبی در این رابطه به تغییر برای برابری گفت: " صبح امروز افرادی که خود را از ماموران امنیتی ریاست جمهوری معرفی کردند پس از عبور از گیت گذرنامه با خواندن نامم از بلندگوی فرودگاه و ضبط پاسپورتم مانع از انجام سفرم شدند."
این فعال کمپین ادامه داد: "این چهارمین بار است که ماموران امنیتی فرودگاه به نحوی از خروج من از ایران جلوگیری می کنند و به رغم پرسش های مکرر، هیچ توضیحی در باره ی علت این اقدام خود ارائه نمی کنند." سوسن طهماسبی دلیل سفر خود را دیدار با خانواده و شرکت در چند کنفرانس در زمینه حقوق زنان در ایران و کمپین یک میلیون امضا ذکر کرد.

تلاش های جدید برای به انزوا کشاندن و سکوت فعالان حقوق زن در ایران

تلاش های جدید برای به انزوا کشاندن و سکوت فعالان حقوق زن در ایران
7 آبان 1387
کمپین بین المللی برای دفاع از حقوق بشر در ایران - فعالان حقوق زن در ایران در معرض بازداشت، منع سفر و تهدید قرار دارند
6 آبان ماه 1387- دولت ایران در روزهای اخیر به آزار و پیگرد قضایی فعالان حقوق زن شدت داد. این اقدامات در حالی صورت می گیرد که دبیر کل سازمان ملل متحد در گزارش اخیر خود از ایران خواست که به عملیات سرکوبگرانه علیه فعالان حقوق زن پایان دهد.
دبیر کل سازمان ملل متحد در گزارش منتشره خود در 29 مهرماه 1387 اعلام کرد که "در یک سال گذشته حمله به جنبش حقوق زن شدت گرفته است" و اینکه "گاهی دولت ایران جنبش حقوق زن را مرتبط با تهدید های خارجی علیه امنیت ملی معرفی می کند." این گزارش اختصاصا به سازماندهندگان "کمپین یک میلیون امضا که بطور مرتب با بازداشت وتهدید از سوی مقامات مواجه می شوند" اشاره کرده است.
در طی دو هفته گذشته، اعضای کمپین یک میلیون امضا که خواستار ارتقاء برابری جنسیتی در قوانین ایران هستند، با بازداشت، احضار و منع سفر توسط نیروهای امنیتی مواجه شده اند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، از دولت ایران خواست که از اقدامات سرکوبگرانه و غیر قابل توجیه علیه فعالان مسالمت آمیز دست بردارد.
هادی قائمی سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در این زمینه گفت که "اقدامات دولت ایران نمایش سرکوب شدید و نظام مند علیه فعالان حقوق زن است که بطور گسترده توسط جامعه بین المللی از جمله در گزارش اخیر دبیر کل سازمان ملل متحد محکوم شده است."
در تاریخ 5 آبان ماه 1387 نیروهای امنیتی از سفر سوسن طهماسبی؛ عضو کمپین یک میلیون امضا، به خارج از کشوربرای دیدار با خانواده خود ممانعت بعمل آوردند و پاسپورت او را ضبط کردند. بدنبال آن، ماموران امنیتی خانه طهماسبی را تفتیش وفیلمبراری کرده و کامپیوترشخصی، تعدادی از کتابها، سی دی ها، نوارها و دستنوشته های ایشان را بویژه در مورد صلح، و سایر متعلقات شخصی ایشان را با خود بردند. از ایشان خواسته شده است که در سه روز آینده خود را به دادگاه معرفی کند.
طهماسبی به سایت کمپین یک میلیو امضا؛ تغییر برای برابری، گفت "این چهارمین باری است که ماموران امنیتی فرودگاه به نحوی از خروج من از ایران جلوگیری می کنند و به رغم پرسش های مکرر، هیچ توضیحی در باره ی علت این اقدام خود و احضار من به دادگاه انقلاب اعلام نمی کنند."
طهماسبی از جمله فعالان حقوق زنی است که در ماههای گذشته از سفر به خارج از کشور منع شده است.
پرستو الهیاری؛ یکی دیگر از اعضای کمپین، در روز جمعه 26 مهرماه که در پارک لاله در تهران با سایر فعالان حقوق زن دیدار داشت با ماموران امنیتی مواجه شد که به آنها دستور دادند که متفرق بشوند. خانم الهیاری و سایر همکاران وی از ماموران امنیتی خواستند که کارت شناسایی ارائه کنند و توضیح بدهند که چرا باید متفرق بشوند. روز بعد از آن در 27 مهرماه، نیروهای امنیتی به خانه خانم الهیاری وارد شده و لپ تاپ، تعدادی سی دی، کتابها، آلبوم های خانوادگی و سایر مطالب مرتبط با کمپین یک میلیون امضا را با خود بردند.
عشا مومنی دانشجوی دوره فوق لیسانس دانشگاه دولتی کالیفرنیا نیز همچنان از تاریخ 24 مهرماه 1387 در باداشتگاه اوین در وضعیت بدون ارتباط با خارج بسر می برد. عشاء مومنی در حالی بازداشت شد که مشغول نوشتن پایان نامه خود در باره جنبش حقوق زن در ایران بود. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران بشدت نگران سلامتی و امنیت جانی عشاء مومنی است. خانم مومنی وقتی که بازداشت شد برای بیماری سنگ کلیه خود وقت عمل جراحی داشت. همچنین جای نگرانی بدرفتاری مسئولین وزارت اطلاعات، که بند 209 زندان اوین در اختیار آنهاست، با خانم مومنی وجود دارد. تا کنون عشا مومنی از دسترسی به پزشک، خانواده و وکیل محروم است.
قائمی گفت: " مقامات ایرانی با منع حق آزادی سفر فعالان صلح جوی حقوق زن، تلاش برای ارعاب دیگران و سرکوب تحقیق، در واقع به سازمان ملل متحد و معیارهای حقوق بشر که ایران به رعایت آنها ملزم است، نهایت بی توجهی را نشان می دهند."
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران خواستار آزادی فوری عشاء مومنی و بازگرداندن پاسپورت خانم طهماسبی شد. کمپین همچنین از دولت ایران خواست که با آژانسهای سازمان ملل متحد و سایر گروههای بین المللی جامعه مدنی که ایران را مقید به الزامات بین المللی حقوق بشر خود می کند، همکاری کند.

بی در کجا


بی در کجا
وبلاگ مهمان/ زنانه
الناز انصاری
دو شنبه6 آبان 1387
كدام يك از ما چنين كسالت بي حد و اين اضطراب روزمره را پيش بيني كرده بوديم. كدام يك از ما در دفتر انشاي كودكانه مان نوشته بوديم مي خواهم در آينده بيكار باشم. بي پول باشم. مي خواهم زندان بروم يا زندان رفتن دوستانم را ببينم و شاهد كور و كر گورهايي باشم كه بي نام و نشان و لعن شده در گوشه هاي اين خاك افتاده اند. كدام يك از ما مي دانستيم جهان مي تواند به زشتي تنهايي بزرگمان باشد و به زيبايي جمع هاي چند نفره مان و دلخوشي هاي خيلي كوچكي كه شايد چندان هم زيبا نباشد.
عشا آخرين دوست ماست كه حالا در زندان است. هيچ وقت عادت نكردم به عصرهايي كه كسي در زندان است. چقدر عصرهاي زندان كثافت است. چقدر طولاني و ياس آورند اين عصرهاي نكبت.
عشا را تازه شناختم. اولين ديدارهايمان نيمه صورت او را مي ديدم كه نيمه آن پشت دوربين اش بود. چه نازنين بود و چه راحت مي شود به صورت هاي پر خنده اي مثل صورت عشا اعتماد كرد و دوست شان داشت. يه مدت هر جا كه مي رفتم عشاي نيمه صورت آنجا بود. حالا اين فيلم ها دست برادران امنيت خانه است.
كدام امنيت؟ كدام برادر؟ واژه ها را به گند كشيده اند. درست مثل زندگي مان. مثل سفره هزارن خانه. مثل خواب هاي آشفته هزار هزار كودك. مثل آرزوها و انشاهاي كودكي مان.
كدام يك از ما مي دانستيم روزهاي شوم و بي پيروزي انقدر طولاني مي شوند كه يادمان برود روزهاي پر خنده مان. آيا روزي را خواهيم ديد كه آزادي كه برابري ديگر آرزوهاي ما نباشد. كه اين كلمه زندان را فقط در خاطره هايمان بگوييم. چه مي كشند نسل مادران و پدران ما... . چند سال است نخنديده ام بي واهمه. داريم خودمان را براي چه بديهي و مسلمي مثله مي كنيم. اينها در كجاي زمان و جهان ايستاده اند و ما چه دوريم از آرزوهايمان و جهان چه زشت مي شود گاهي وقتي قفس ها خودشان را به رخ مي كشند؟

10/27/08

حقوق بشر، هم استراتژی هم تاکتیک


مهندس عباس امیر انتظام

حقوق بشر، هم استراتژی هم تاکتیک


انتشار نامه مورخ ۲۲ تیر ۱۳۷۸ اینجانب به دبیرکل سازمان ملل متحد، یک باردیگر به بحث دیر آشنای چه باید کرد دامن زد. جای بسی خوشوقتی است که این نامه مورد توجه هموطنانم قرارگرفته و به دیالوگ سازنده بین ایرانیان کمک کرده است. به سهم خود، نقدها، تذکرات، ایرادات و توصیه های دوستان را به دیده منت نگریسته و با تمام وجود از بذل توجه دوستان سپاسگزارم.
تعدادی از دوستان ایراد گرفته اند که دبیرکل، فاقد قدرت اجرایی برای ترغیب و تشویق یا تسلیم ایران به پذیرش رعایت حقوق بشر می باشد و دبیرکل فرصت خواندن نامه را ندارد و مخاطب قراردادن او گزینه مناسبی نمی باشد. من به اظهار نظر و توجه دوستان به مشکلات اجرایی درخواستم از دبیرکل کاملاً احترام می گذارم. با این وجود بر این باورم که در یک حرکت مدنی مسالمت آمیز بار اصلی مسئولیت و حرکت به دوش مردم آن کشور است. توسل به همه امکانات موجود به لحاظ تاکتیکی و فراهم کردن زمینه حرکت و تسریع آن یک ضرورت است. دبیرکل سازمان ملل به لحاظ ساختاری از قدرت زیادی برخوردار نیست با این حال او در تمامی جلسات مجمع عمومی و شورای امنیت حضور دارد و می تواند نظر شورای امنیت را به هر موضوع که مرتبط با صلح امنیت بین المللی است جلب کند. دبیرکل به سران کشورها و نمایندگی آنها در سازمان ملل دسترسی دارد و می تواند به عنوان یک شخصیت بین المللی برای پیشبرد صلح و امنیت بین المللی تلاش کند و از هر ابتکاری در این مسیر سود ببرد. به هر کشوری به طور رسمی و غیررسمی مسافرت نموده، به عنوان میانجی عمل کند. تشکیل انجمن دوستداران برمه و اعمال فشار بر نظامیان برمه یکی از ابتکارات بسیار سودمند و سازنده دبیرکل سازمان ملل متحد می‌باشد.
هدف اصلی من از مراجعه به دبیرکل، استفاده از یک امکان بین المللی برای نشان دادن اهمیت رعایت استانداردها و موازین حقوق بشر در ایران بود. و همانطوری که در آن نامه آمده است، من با واسطه، دبیرکل، افکار عمومی، وجدانهای بیدار، نهادهای مدنی بین المللی و سران کشورها را مخاطب قرارداده‌ام و فراتر از این ها، من به بهانه این نامه میخواستم امکانات هموطنانم در سراسر دنیا را فعال نموده و تحرکی در صف یاران ایجاد کنم. از این رو، دبیرکل را وسیله ای برای اتصال ابتکارات و امکانات هموطنانم قراردادم.
موفقیت این راه بستگی به همت و همراهی هموطنانم دارد. اگر هموطنان عزیزم به عنوان یک حرکت مدنی در حد امکانات و ابتکارات خود علاوه بر ارسال هزاران نامه، ایمیل و فاکس به دبیرکل، به سازماندهی کارهای گروهی برای حمایت از رعایت حقوق بشر و اعتراض فعال به نقض آن در ایران همت بگمارند، مسلماً نتایج دلگرم کننده ای بدست خواهیم آورد.
دوستان، من به هیچ معجزه ای در این مسیر اعتقاد ندارم و با تمام وجود معتقد هستم که هزینه ایجاد تغییرات و استقرار حاکمیت ملی، دموکراسی و صلح پایدار در کشور را باید تک تک ایرانیان بپردازند. مسئولیت گریزی و کم تحرکی هر ایرانی، پروسه رسیدن به دموکراسی را کند و کار دیگران را سخت خواهد کرد. هیچ ملتی بدون پرداخت هزینه لازم از سد مشکلات و موانع عبور نکرده است.
ما باید مکمل و مشوق یکدیگر در حرکت های مدنی باشیم و برای تقویت نهادهای مدنی و کاهش هزینه فعالیت های اعتراضی در ایران تلاش کرده و سهم خود را بپردازیم.
یکی از ایراداتی که به درستی در رابطه با انتشار این نامه به من داده شده است ، عدم هماهنگی با جریان های سیاسی داخل کشور است ، ضمن پذیرش این ایرادها و تلاش برای رفع آن در فعالیت های مدنی خود متذکر می گردم که تجربه من در گذشته و به خصوص در مسائل دعوت به تشکیل کنگره ملی که جلسات زیادی تشکیل داده و شخصاً به افراد شاخص اپوزیسون مراجعه نمودم ، حکایت از مشکلات زیاد بر سر راه انجام کار گروهی وجود دارد که با خواست بعضی از افراد همسوئی ندارد.
با این وجود من تا آنجا که ممکن بود مشورت های لازم را انجام دادم و از طرف دیگر با توجه به توافق عمومی در خصوص حمایت از حقوق بشر، برداشت من این بوده است که مخالفت جدی با انجام این امر وجود ندارد کما اینکه بنده نیز از بعضی از اعلامیه ها که بدون مشورت و کسب نظر این جانب تهیه و منتشر می شود حمایت نموده و از کلیه ابتکاراتی که در مسیر حمایت واقعی و نه ابزاری از حقوق بشر است جانبداری و پشتیبانی نموده ام.
با این وجود و بدون هیچ توجیهی باید پذیرفت که کار گروهی در ایران هنوز به یک فرهنگ تبدیل نشده و راه درازی در پیش داریم.
ایراد دیگر دوستان معطوف به موضع گیری اینجانب نسبت به پیشگیری از جنگ و اعمال تحریم ها بود. در مورد جنگ، وضعیت بسیار روشن است. هزینه یک جنگ حتی محدود، بقدری سنگین و ویرانگر است که تحت هر شرایطی باید محکوم شود. من حاضر هستم تا آخر عمر زندانی این نظام باقی بمانم ولی شاهد ویرانی ایران و نابودی هموطنانم در یک جنگ نباشم. جنگ به هر صورتی رخ دهد بر پروسه دستیابی به دموکراسی و حاکمیت ملی تأثیر منفی گذاشته و ما را سالها به عقب خواهد برد. کسانی که خوش خیالانه می اندیشند که جنگ قدرت سیاسی حاکم را تضعیف کرده و امکان و بستر مناسبی را برای استقرار حاکمیت ملی فراهم می آورد، افراد غیرمسئولی می باشند. آنها نسبت به زندگی و حق حیات مردم ایران بی تفاوتند و متأسفانه ایران را فقط برای تحقق آرزوی های جاه طلبانه خود می خواهند. ملت ایران به اندازه کافی با پوست و استخوان خود فجایع جنگ را لمس کرده و هرگز نباید آن ها را در مسیر تحمل مجدد این هزینه سنگین قرار داد. یکبار برای همیشه باید فریاد زد نابود باد جنگ و جنگ افروزی.
نگاهی به تجربه تحریم همه جانبه فراگیر و طولانی مدت عراق نشان می دهد که مردم بیگناه و آسیب پذیر از جمله کودکان و سالمندان در صف اول قربانیان تحریم قراردارند. و دولتمردان آخرین کسانی هستند که از تحریم ها متاثر می شوند. دولتمردان حکومت بعثی عراق تا آخرین روزهای سقوط رژیم، به مال اندوزی مشغول بوده و از حداکثر رفاه و تن پروری برخوردار بودند. تحریم های سنگین سازمان ملل به زیر ساخت های اقتصادی کشور عراق شدیداً آسیب رسانده و زندگی روزمره مردم را در تنگنا قرار داده و آسیب های جسمانی و روانی نیز به مردم وارد نمود. ولی تغییری جدی در رفتار سرکوب گرانه و خشن دولت نسبت به مردم ایجاد نکرد و همچنان حقوق بشر به شدیدترین وجهی نقض می شد. این خشونت همچنان از مردم عراق قربانی می گیرد. بر این باور هستم که اعمال هرگونه تحریم بر اقتصاد و زندگی روزمره مردم، بر اشتغال و رفاه آنان تاثیر گذاشته و ناقض حقوق بشر است. [1]
جنگ و تحریم، تصمیم گیری نسبت به آینده کشور را به تحولات بین المللی گره زده و نقش مردم در تعیین سرنوشت خود را محدود می کند.
جنگ و تحریم، ابزاری برای پاسخگویی به دغدغه های امنیتی جامعه جهانی در مقابل دولت فعلی است، که با حل مشکلات ناشی از پرونده هسته ای و تقویت همکاری های اقتصادی بین کشورهای گروه 5+1 و ایران، مشکلات واقعی مردم ایران که نقض فاحش حقوق بشر و استقرار حاکمیت ملی و دموکراتیک است، یا به فراموشی سپرده خواهد شد و یا بسیار کم رنگ خواهد شد.
از این رو ملت ایران برای دستیابی به دموکراسی و حاکمیت ملی می باید به سیاستی مستقل از سیاست های دولت های قدرتمتد درگیر با جمهوری اسلامی ایران روی بیاورد.
سرنوشت مردم ایران از طریق استمرار و فراگیر شدن فعالیت های مسالمت آمیز مدنی میسر خواهد شد. ملت ایران باید گام به گام جمهوری اسلامی ایران را برای رعایت موازین حقوق بشر تحت فشار قرار دهد و در این مسیر از امکانات جامعه جهانی از جمله سازمان ملل در کلیت آن سود ببرد. در پروسه این مبارزه اجتماعی نهایتاً موازنه قدرت به نفع ملت ایران ایران تغییر نموده و از این رهگذر اهداف ملی در دستیابی به حاکمیت ملی تحقق خواهد یافت.
بنابراین عمده کردن مسأله حقوق بشر در ایران، هم تاکتیک است و هم استراتژی.
آنهایی که مشکلات مردم ایران را از نزدیک لمس می کنند به اهمیت این مسئله واقف هستند و هیچکس هم دچار این خوش باوری و ساده انگاری نیست که دبیرکل سازمان ملل می تواند در غیاب تلاش های پیگیر مردم ایران، این مشکل را حل کند. استفاده از امکانات حتی اندک جامعه ایران در مسیر یک مبارزه جدی و پیگیر ملی، یک امر بسیار منطقی می باشد. اگر ملت ایران با تکیه بر توان مبارزات ملی و تجارب تاریخی خود، نظام را وادار به پذیرش استاندارهای بین المللی حقوق بشر نماید، دست آورد بزرگی نصیبش شده است. استفاده از امکانات جامعه جهانی از جمله افکار عمومی، یک حرکت کاملا سنجیده و مطالعه شده می باشد. اما میزان موفقیت این امر بستگی تام به میزان تلاش های ملت ایران دارد. امکانات جامعه جهانی و افکار عمومی فقط می تواند فرصت های بیشتری در اختیار مردم قرار دهد. ولی در مقایسه با اراده و تحرک مردم، عامل تعیین کننده ای به حساب نمی آید. انعکاس دیدگاه ها و مکاتبات مردم به دبیرکل و نهادهای بین المللی و سازمانهای غیردولتی موجب تسریع حرکت مردم می گردد. طبیعی است که پیشبرد اهداف ملی از طریق احزاب و نهادهای مدنی و سازمانهای متشکل بهتر محقق می گردد.
تعرض عمال و گزمه های نظام اسلامی به هر یک از شهرواندان می باید نقض حقوق همه شهروندان ایران قلمداد شده و اعتراض همه مبارزان راه آزادی و جریانات سیاسی را برانگیزد. قربانی نقض حقوق بشر، صرفنظر از موقعیت سیاسی، اجتماعی، عقاید و جنسیت وی باید مورد حمایت همه ایرانیان قرار گیرد.
بعضی از دوستان عدم وابستگی تشکیلاتی من به جریانات سیاسی ایران را مورد انتقاد قرار داده و تلویحاً آن را همسویی با جریانهای سلطنت طلب دانسته اند. و دلخوری خود را از این بابت پنهان ننموده اند. واقعیت امر این است که دموکراسی «نیم بند» و «من خواسته»، از هر استبدادی بدتر است. منطق دموکراسی مبتنی بر خردگرایی جمعی و احترام به حقوق و نظرات اقلیت می باشد. من به لحاظ انتخاب شخصی، جمهوری سکولار را برای ایران مناسب می دانم و از آن حمایت می کنم. با این حال در تبعیت از منطق دموکراسی به خودم حق نمی دهم که حق انتخاب مردم را نادیده گرفته و انتخاب خود را انتخاب مردم معرفی کنم. و به نام دفاع از اعتقاد شخصی حق تعیین سرنوشت مردم را نادیده بگیرم.
یکی از پایه های اصلی دموکراسی تکثرگرایی سیاسی است. ایران به لحاظ موقعیت سیاسی، فرهنگی و تاریخی خود بیش از هر کشور دیگری در منطقه نیازمند تقویت همزیستی مسالمت آمیز بین دیدگاه های مختلف سیاسی و علایق فرهنگی است. باید از طریق فعالیت های سازنده، به وظیفه خود در قبال مردم ایران برای اعمال حق تعیین سرنوشت خود کمک کنیم و دانش سیاسی مردم را ارتقا دهیم و به حق انتخاب مردم احترام بگذاریم.
من در طرح رفراندوم خود اعلام کرده ام که اگر مردم ایران در چهارچوب انتخابات آزاد، عادلانه و دموکراتیک، نظام ولایت فقیه را هم انتخاب بکنند، من به رأی مردم گردن خواهم نهاد و به مبارزه مدنی خود برای استقرار جمهوری دموکراتیک ادامه خواهم داد. بر مبنای همان منطق معتقد هستم که طرفداران حکومت مشروطه به اندازه هر جریان سیاسی دیگر تا آنجا که به اصول و موازین دموکراسی، حق تعیین سرنوشت مردم، توسعه و عدالت، تمامیت ارضی ایران در تئوری و عمل پای بند باشند، حق حضور در صحنه سیاسی ایران را دارند. ایجاد محدودیت در فعالیت های سیاسی شهروندان یک امر استثنایی است که فقط در چهارچوب حاکمیت قانون دموکراتیک و تا آنجا که تجلی اراده ملی است آنهم به طور موقت قابل توجیه است.
من به عنوان یک شهروند عادی و بنام دفاع از دموکراسی و حقوق بشر با تمام وجودم از حقوق مدنی و سیاسی همه شهروندان ایران صرفنظر از علایق دینی، فرهنگی، سیاسی آنان دفاع خواهم کرد و با انرژی مضاعفی هر هزینه ای را برای دفاع از حقوق مخالفان سیاسی خود خواهم پرداخت.
من برای نهادینه شدن قواعد بازی دموکراتیک در مناسبات سیاسی، پرداخت هیچ هزینه ای را سنگین نمیدانم. حتی اگر یک شهروند ایرانی از حکومت مشروطه، سلطنتی، جمهوری سوسیالیستی یا هر حکومت دیگری جانبداری کند، بشرط اینکه مغایر با موازین و استانداردهای حقوق بشری نباشد، من برای دفاع از آزادی های مدنی و سیاسی او از تمام وجود و سرمایه خود هزینه خواهم کرد.
استبداد دیرپا به فرهنگ سیاسی و اجتماعی ما آسیب های جدی وارد نموده است. برای آفت زدایی از این فرهنگ و گام برداشتن در مسیر دموکراسی و حقوق بشر، کار بسیار بزرگ، دشوار و پر افت و خیزی در پیش داریم. هیچ کس نمیتواند خود را محور و معیار حق تعریف کند. بدون وقفه باید به تمرین دموکراسی همت بگماریم. صبور باشیم و به تحولات زودرس، غیرمترقبه، خلق الساعه و سهل الوصول دل نبندیم. مردم و اراده عمومی را شایسته اتخاذ تصمیم و داوری بدانیم.
نباید تحت تأثیر فشارهای سنگین اقتصادی، سیاسی و حکومت فعلی، اعمال فشارهای خارجی به رژیم اسلامی را به عنوان یک راه حل سریع قلمداد کنیم.
مشکلات ملی، راه حلهای ملی را می طلبند. باید اعتماد به نفس ملی را تقویت کرده و به خود متکی باشیم. و بر محور دفاع از حقوق بشر در مسیر اتحاد گام برداریم.
این مردم هستند که با رعایت موازین دموکراسی و به صورت کاملاً عادلانه و در چهارچوب استانداردهای حقوق بشری، حق دارند در خصوص رفتار و عملکرد تک تک فعالین سیاسی و گروهها و احزاب داوری نموده و حکم دهند.
به نظر من گفتمان غالب در حال حاضر می باید پیرامون حق تعیین سرنوشت، دموکراسی و الزامات و تبعات آن متمرکز شود.
به نظر من همه جریانهای سیاسی صرفنظر از اینکه از کدام شکل و صورت بندی حقوقی – سیاسی برای دولت آینده دفاع می کنند، باید علایق و دیدگاه های خود در خصوص محتوا و مضمون دموکراسی، حق تعیین سرنوشت، عدالت و توسعه، حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم را آشکار کنند. برداشت خود از آزادی، استقلال، حاکمیت قانون، امنیت، مدل توسعه حقوق اقلیت ها را به بحث بگذارد. دموکراسی یک تجربه تاریخی است که در روند مبارزات اجتماعی و از طریق احترام همکاری بین افراد و نهادها شکل می گیرد.

یکی از مشکلات جامعه ما دلسردی و انفعال زدگی است. کم تحرکی در صحنه عمل موجب واگرایی جریانهای سیاسی از همدیگر شده و بازار اتهامات ناروا را رونق می بخشد. و هر کسی در توجیه کم تحرکی خود به تخریب اقدامات و ابتکارات دیگران می پردازد. ایده ها و ابتکارات زمانی کارساز هستند که افراد و جریان های سیاسی آماده پرداخت سهم خود در مجموعه فعالیت های مدنی و سیاسی باشند. دوری از میدان عمل، ذهن گرایی را تقویت می کند و فاصله بین صف های مبارزه را بیشتر می نماید. من وقتی فاصله امکانات، تواناییها و فرصت ها را با دست آوردها مقایسه می کنم، نسبت به سرنوشت نسل آینده شدیداً احساس نگرانی می نمایم.
برای رفع این دغدغه، باید تنگ نظری ها، ذهن گرایی و تفرقه را کنار گذاشته و با تمام توان برای رعایت حقوق بشر و جلوگیری از نقض آن در یک صف ملی پیگیرانه مبارزه نمود.

من اعتقادی به استحاله نظام ندارم اما اتخاذ تاکتیک های درست و کم هزینه یک کار مهندسی است که به دور از شعار و توهم باید انتخاب و به کار گرفته شود. اگر همه جریان ها و شخصیت های سیاسی بر حول محور رعایت حقوق بشر به توافق و اتحاد عمل برسند در آن صورت گام های بعدی مبارزه مدنی و مسالمت آمیز برای استقرار حاکمیت ملی و دموکراسی برداشته خواهد شد.

دفاع از ایران و ایرانی وظیفه ملی همه ماست.

به امید آزادی ایران
عباس امیرانتظام
تهران ۱۷ مهر ۱۳۸۷

[1]- با این وجود من با اعمال آن دسته از تحریم ها که مسئولین نظام و کلیت آن را هدف قرار داده و زندگی نسل فعلی و نسل آتی ایرانی را به خطر نمی اندازد موافق هستم ولی به لحاظ فنی مطمئن نیستم که چنین تحریم هایی وجود دارد.


دهمین سالگرد فاجعه قتل های زنجیره ای

دهمین سالگرد فاجعه قتل های زنجیره ای
یاد جان باختگان راه آزادی
داریوش فروهر، پروانه فروهر(اسکندری)،
محمد مختاری و محمد جعفر پوینده, ...... گرامی باد

هم میهنان

در آستانه دهمین سالگرد فاجعه قتل های سیاسی آذر هزاروسیصد هفتادوهفت یاد جانباختگان این جنایت ها ، داریوش و پروانه فروهر ، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را به همراه یاد یکایک قربانیان قتل های سیاسی در ایران گرامی می داریم .
ما همچنان بر خواست خود برای افشای تمامی حقایق در مورد این جنایت های ضد بشری و تشکیل دادگاهی صالح برای رسیدگی به این جنایت ها پای می فشاریم . کشتار دگر اندیشان در ایران که به صورت سازمان یافته و ازدرون نهاد های حکومتی انجام شده ، زخم بازی است بر وجدان عمومی جامعه ایران. هر یک از ما در جایگاه خویش خود را مسؤول دادخواهی این جنایت ها می دانیم
.


گزارشی از برنامه یادمان فاجعه ۶۷ در لس آنجلس

"جامعه دفاع از حقوق بشرایران در جنوب کالیفرنیا" دومین برنامه همگانی خود را به مناسبت سالگرد فاجعه کشتارزندانیان سیاسی درایران درروز5 اکتبر برگزار نمود. این دومین برنامه عمومی این گروه در چهار ماه گذشته بود. نخستین برنامه عمومی این جامعه در 29 ژوئن 2008 با حضور و سخنرانی دکتر عبدالکریم لاهیجی، پرستو فروهر، منیره برادران و ایرج مصداقی برگزار شد که مورد استقبال بیش از 350 نفر قرار گرفت.
مهرماه امسال مصادف با بیستمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در زندان های ایران بوده است. سال 1367 جنایتی در زندان ها ایران رخ داد که در تاریخ معاصر ایران سابقه نداشت. مطابق اطلاعاتی که منابع مختلف تا به کنون ثبت کرده اند تعداد زندانیانی که در این فاجعه قربانی خشونت کوررهبران جمهوری اسلامی و خشم آیت الله خمینی شدند به چند هزار نفر می رسد. آیت الله منتظری تعداد اعدام شدگان را بین 2800 تا 3800 نفر، و سازمان عفو بین الملل این رقم را بین 4500 تا 5000 نفر اعلام داشته اند. رقم دقیق این "جنایت علیه بشریت" در آینده روشن خواهد شد.
فقط چند ماه از پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق و حمله نا موفق سازمان مجاهدین خلق به مرزهای شرقی ایران از طریق خاک عراق نگذشته بود که آیت الله خمینی طی دو فرمان بی سابقه خشم ناشی از شکست در جنگ را متوجه زندانیان سیاسی کرد و هزاران نفر را که به اتهام فعالیت های سیاسی و دگر اندیشی محاکمه شده بودند و در انتظار آزادی ویا پایان دوره محکومیت خود در زندان بسرمی بردند به دستورخمنیی به دادگاه وِیژه، یا "کمیته مرگ" سپرده شدند تا به جرم نفاق با جهموری اسلامی بازمحاکمه شوند که این بار نه به دلیل واقعی دستگیری آنها، بلکه به اتهام "مرتد" و یا "محارب" بطور صوری محاکمه و بدون وقفه اعدام شدند. رژیم قربانیان "کمیته مرگ" را درگورهای دسته جمعی ومکان های نا مشخص به خاک سپرد. ماجرای این محاکمه های غیر قانونی و جنایت نه تنها در زمان وقوع آن، بلکه سال ها پس از آن نیز پنهان ماند و جمهوری اسلامی کوشیده است تا نگذارد افکارعمومی در ایران و درسطح جهان ازآن مطلع شوند. اما چگونه می توان اعدام هزاران نفر بی گناه دردرون زندان را برای همیشه پنهان نمود؟
اگر چه درآغازخانواده های این قرباینان ازترس اقدامات تلافی جویانه رژیم غم خود را فرو خوردند و جبرسکوت براین جنایت سهمگین را پذیرفتند، ولی اندک اندک سنگینی داغ این جنایت از یکسو و سیاست سرپوش نهادن مطلق آن توسط جمهوری اسلامی تا حد ممانعت ازسوگواری خانوده ها برمزارقربانیان از دیگر سو وجدان باقی ماندگان قربانیان و سپس نیروهای آگاه و مدافعان حقوق بشررا بیشتر به درد آورد و آنها را متوجه وظیفه خود نمود. بطوری که درسال جاری سازمان عفو بین الملل در سطح جهانی در بیانه ای سر گشاده از جمهوری اسلامی خواست که مسببین این جنایت بزرگ را به مردم معرفی کند و آنها را در داداگاه های عادلانه ای محاکمه نماید. سازمان های سیاسی و مدافعان حقوق بشرنیزبا اقدامات مشابه و با هدف آگاهی رسانی و آموزش مردم ایران ازاین، و در باره این جنایت، اقدام به برگزاری برنامه های گوناگون از جمله مراسم یادبود درکشورهای مختلف نمودند. اطلاع رسانی و آموزش همگانی در باره علل این فاجعه می تواند مانع از تکرار ارتکاب جنایت های مشابه درآینده شود.
جامعه نو بنیاد حقوق بشرایران در لس آنجلس مراسمی به همین مناسبت در دانشگاه یو سی ال ا برگزارنمود. در ایران مراسم افزون برسخنرانی بسیار حزن انگیزو ازدل برآمده خانم عزیزه شاهمرادی یکی ازجان بدر برده گان این فاجعه، و اجرای برنامه موسیقی و شعر خوانی بسیارجالب گروه جوانان، فیلم بلندی از دکتر پانته آ بهرامی با حضور خود ایشان نمایش داده شد که مورد استقبال فراوان جمعیت شرکت کننده در این مراسم قرارگرفت. خانم بهرامی خود به مدت چهارسال درزندان های جمهوری اسلامی بسربرده است و این فیلم را براساس مشاهدات و تجربه خود ساخته است. ایشان ضمن بازسازی صحنه های مختلف زندان اوین و نشان دادن شیوه های مختلف شکنجه جسمی و روانی، تجارب تلخ زنان زندانی را طی مصاحبه های متعددی با زنداینان سابق بطور بسیار مؤثری به تصویر کشیده است. محتوای تکان دهنده این فیلم نیمه مستند چنان ذهن بینندگان را تسخیرنمود که علی رغم طولانی و حزن انگیز بودن آن نه تنها جمعییت تا به آخر در سالن نمایش باقی ماند، بلکه تحسین همگان را نیزبرانگیخت. ساخت اینگونه فیلم ها و برگزاری مراسم یاد بود درشهرهای مختلف خارج از ایران ادامه شکستن سکوت سنگینی است که جمهوری اسلامی بر جامعه و خانواده های قربانیان این فاجعه تحمیل کرده بو